<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دنیای حرفه و فن</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 21 Feb 2012 20:14:00 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>مایکروویو چیست و چگونه کار می کند؟</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1189.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/01/0000/15376.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=مایکروویو hspace=3 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/01/0000/15376.jpg&quot; align=left vspace=3 border=0&gt;&lt;/A&gt;مايكروويو، امواج راديويي با طول موج كوتاه هستند كه مثل پرتوهاي قابل رويت نور بخشي از طيف الكترومغناطيسي را تشكيل مي دهند. امواج كوتاه بيشتر براي برنامه هاي تلويزيوني، رادار و تلفن همراه بكار مي رود. در صنعت براي فرآوري مواد و در آشپزخانه براي پختن غذا از آن استفاده مي شود. اين امواج در برخورد با يك ماده ممكن است منعكس، منتشر يا جذب شوند. مواد فلزي اين امواج را کاملاً منعکس مي کنن. مواد غير فلزي مثل شيشه و پلاستيك امواج را از خود عبور مي دهند و موادي كه داراي آب هستند مانند غذاها انر‍ژي اين امواج را جذب مي كنند. مكانيسم كار: در اين دستگاه يك وسيله الكترونيكي به نام گلنترون براي توليد امواج مايكروويو بكار رفته، امواج توليد شده وارد فضاي بسته اجاق فلزي شده از ديواره ها منعكس و توسط غذا يا مايع داخل آن جذب شود. امواج در غذا نفوذ كرده، مولكول هاي آب داخل آن را 2450*10 بار و يا 950*10 بار در ثانيه تكان داده و جابه جا مي كند با ايجاد سايش مولكولي توليد گرما كرده، به طوري كه مدت پخت در مايكروويو معمولاً بسيار كوتاه و خيلي كوتاه تر از اجاق هاي معمولي است. ميزان گرما بستگي به رطوبت، شكل و حجم دارد. به دليل وجود گرماي غيريكنواخت در برخي غذاها ممكن است سطح غذا گرم شود اما دماي مركزي آن نزديك به جوش باشد يا در بعضي غذاها ممكن است نقاطي كاملاً پخته شود و نقاطي نپخته باقي بماند. دستگاه هاي جديد مايكروويو داراي سيني گردان هستند تا اينكه اشعه به طور يكنواخت به تمام سطح ماده غذايي برسد. امواج مايكروويو به عمق 3 تا 5 سانتي متري غذا (برحسب تركيب ماده غذايي) نفوذ مي كند. بنابراين، هنگامي كه قطعات كوچك ماده غذايي در معرض امواج مايكرويو قرار مي گيرند، تابش كاملاً در آن نفوذ مي كند و حرارت در تمام ماده غذايي توليد مي گردد و منجر به پخت سريع مي گردد در قطعات بزرگ تر ماده غذايي آهسته تر مي پزند پس قطعات را نسبتاً كوچك تر انتخاب كنيد تا پخت يكنواخت داشته باشيد. اگر آب در ماده غذايي يكسان پخش شده باشد، بهتر و سريع تر پخته مي شود. سلامت مواد غذايي: با هر روشي كه پخت مواد غذايي را انجام دهيم، قسمتي از مواد مغذي غذا از جمله ويتامين ها از دست مي رود روش پخت مايكروويو نيز مانند ساير روش ها مي باشد فقط زمان پخت كوتاه تر است وقتي قسمت هاي غذا ضخيم باشد، انرژي مايكروويو به بخش هاي ضخيم تر غذا نفوذ نمي كند و باعث گرم شدن غيريكنواخت غذا مي شود. به اين ترتيب در بخش هايي از غذا كه به ميزان كافي حرارت نديده اند، ميكرو ارگانيسم ها كشته نمي شوند و براي سلامتي مي تواند مضر باشد. ظروف مورد مصرف: مهمترين ظروف مورد استفاده در مايكروويو عبارتنداز: ظروف شيشه اي، چيني، سراميك و ظروف پلاستيكي مقاوم به حرارت. از ظروف فلزي در مايكروويو نبايد استفاده كرد. به دليل اينكه ظروف فلزي اشعه را منعكس كرده و از انتقال امواج به مواد غذايي جلوگيري مي كند، همچنين شكل و فرم ظروف در فرايند مايكروويو م‍ؤثر است براي افزايش در پخت مواد غذايي از ظروف بيضي يا دايره اي شكل و مسطح و كم ارتفاع استفاده مي شود. گرايش به پخت با مايكروويو: امروه گرايش به دستگاه هاي جديد مايكروويو كه بسيار شيك و مدرن، همراه با عملكردي عالي و چند كاره ..........&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 20:14:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1189.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاهیر ایران و جهان 42 - یوری گاگارین</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1188.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://4ax.ir/images/gagarin.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 126px; HEIGHT: 184px&quot; height=174 alt=گاگارین hspace=3 src=&quot;http://4ax.ir/images/gagarin.jpg&quot; width=120 align=left vspace=3 border=1&gt;&lt;/A&gt;یوری الکسی‌یویچ گاگارین (به روسی: Юрий Алексеевич Гагарин) کیهان‌نورد روسی و متولد ۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی (۱۸ اسفند ۱۳۱۲)، نخستین فضانوردجهان است. یوری گاگارین در روز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ میلادی (۲۳ فروردین ۱۳۴۰) توسط فضاپیمای وُستوک-۱ به فضا رفت و به مدت ۱۰۸ دقیقه مدار زمین را یک دور بطور کامل پیمود. عصر سفرهای فضایی انسان با این پرواز آغاز گشت. یوری گاگارین پس از پرواز تاریخی خود به سمت ریاست مرکز آموزش فضانوردان در شهرک ستاره‌ها انتخاب شد. در همین حال و در کنار شغل حرفه‌ای خود، با بازدید و سخنرانی در شهرها و کشورهای گوناگون، نقش عمده‌ای در افزایش آگاهی عمومی در مورد سفرهای فضایی ایفا نمود. هشت سال پس از سفر فضایی‌اش، یوری گاگارین در یک سانحه هوایی کشته شد. گاگارین به خاطر سفر فضایی تاریخی خود تبدیل به ستاره‌ای جهانی شد و نشان‌ها و عنوان‌های افتخار بی‌شماری از سراسر جهان دریافت کرد. شب ۱۲ آوریل هر سال به عنوان «شب یوری» گرامی داشته می‌شود و جشن‌ها و گردهمایی‌هایی در سراسر جهان به یاد نخستین فضانورد جهان برپا می‌گردد. زندگی کودکی یوری گاگارین در تاریخ ۹ مارس ۱۹۳۴ میلادی در روستای کلوشینو در نزدیکی شهر گژاتسک واقع در استان اسمالنسک در کشور روسیه (اتحاد شوروی) چشم به جهان گشود. نام شهر گژاتسک سال‌ها بعد در ۱۹۶۸، به افتخار گاگارین به «شهر گاگارین» تغییر داده شد. پدرش الکسی ایوانویچ گاگارین (۱۹۷۳-۱۹۰۲)، و مادرش آنا تیموفیونا ماتویوا گاگارینا (۱۹۸۴-۱۹۰۳) هردو در یک مزرعه تعاونی به کار اشتغال داشتند. مادر او کتاب‌خوانی قهار و پدرش درودگری حرفه‌ای بود. این زوج ۴ فرزند داشتند که یوری سومین آنها بود. در دوران کودکی، از آنجایی که پدر و مادر خانواده هر دو شاغل بودند، مسئولیت مراقبت از یوری به عهده خواهر بزرگترش بود. جنگ جهانی دوم یوری روز یکم سپتامبر ۱۹۴۱ در روستای کلوشینو به دبستان رفت، اما در ۱۲ اکتبر همان سال روستای آنها را نیروهای آلمان نازی اشغال کردند و مدارس به مدت دو سال تعطیل شدند. همانند بسیاری از خانواده‌های دیگر در شوروی، خانواده گاگارین در طول جنگ جهانی دوم با مشکلات زیادی مواجه بودند. نیروهای اشغالگر در سال ۱۹۴۳ خواهر و برادر بزرگترش زویا و والنتین را برای کار اجباری به اردوگاه‌های نازی‌ها بردند، این دو تا پایان جنگ نتوانستند خانواده‌شان را ببینند. یوری گاگارین در مدرسه دانش‌آموزی کوشا و درسخوان و به قول معلم مدرسه‌اش گهگاهی هم بازیگوش بود! او از کودکی به پرواز علاقه داشت، هواپیماهای مدل می‌ساخت و کتاب‌های ژول ورن را با علاقه مطالعه می‌کرد؛ معلم ریاضی و فیزیک او در طول جنگ جهانی دوم خلبان نیروی هوایی شوروی بوده، و این موضوع شاید در علاقه گاگارین به پرواز بی‌تاثیر نبوده باشد. گاگارین نوجوان در ماه مه سال ۱۹۴۹ پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، یوری در یک مدرسه شبانه فنی آهنگری در بخش ریخته‌گری به کارآموزی مشغول شد. در سال ۱۹۵۱ برای ادامه تحصیلات در هنرستان فنی ساراتوف قبول شد. همزمان با تحصیل در هنرستان، یوری که همیشه به پرواز علاقه داشت، به عضویت باشگاه هوایی ساراتف درآمد تا فوت و فن پرواز با هواپیمای سبک را فراگیرد. پشتکار بالای یوری باعث شد که هم در هنرستان و هم در باشگاه پرواز بدرخشد، طوری که در..........&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 20:03:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1188.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پژوهش در عمل</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1187.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/01/10/100934471239.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 197px; HEIGHT: 136px&quot; height=161 alt=&quot;اقدام پژوهی&quot; hspace=3 src=&quot;http://www.jamejamonline.ir/Media/images/1387/01/10/100934471239.jpg&quot; width=237 align=left vspace=3 border=1&gt;&lt;/A&gt;اشاره برای انجام &quot; پژوهش در عمل &quot; به صورت نظامدار، مانند هر پژوهش دیگری، در نظر گرفتن گام های روشن و هدایت کننده نیاز است. معلمانی که پژوهشگران صحنه عمل هستند، می توانند با تمرین چند پژوهش، گام های &quot; پژوهش در عمل &quot; را به صورت خودکار در نظر آورند و پژوهش های خود را سازماندهی کنند. راهنمای حاضر، به منظور معرفی گام های مفروض برای &quot; پژوهش در عمل &quot; ارائه می شود. باور عمومی بر این است که هیچ چیز به اندازه انجام پژوهش در کسب مهارت های پژوهش اثر گذار نیست . پژوهش کنید تا پژوهشگری بیاموزید! گام نخست:شناسایی موضوعات یا ایده هایی که امکان پژوهش درباره آن ها برای شما وجود دارد. سه موضوع یا ایده ای را که امکان دارد درباره آن ها پژوهش کنید، بنویسید. مجبور نیستید این کار را درباره ایده ای که باید بهبود یابد یا علاقه ای که باید برای نوآوری آموزشی و پرورشی پدید آید، انجام دهید. درباره سؤال های زیر فکر کنید: در حال حاضر، با چه چیزی درگیرم؟ چرا؟ برای چه تلاش می کنم؟ چرا؟ چه چیزی نیاز به بهبود دارد و چه کار باید کرد؟ گام دوم: اقداماتی را که انجام خواهید داد و مطالعه ای را که سازمان دهی خواهید کرد، توصیف کنید. 1- از میان ایده های مطرح شده در گام نخست یکی را برای پژوهش انتخاب کنید. الف) ایده انتخاب شده چه قدر برای شما مهم است؟ برای دانش آموزانتان چه قدر؟ ب) آیا پژوهش درباره ایده انتخاب شده، امکان پذیر است؟ پ) آیا امکان کاربرد نتایج حاصل از این پژوهش وجود دارد؟ 2- شیوه عمل مورد نظرتان را بنویسید. برای این کار، سؤال های زیر را هم جدی بگیرید. الف) اقدامات ویژه ای که در دست برنامه ریزی دارید، کدامند؟ ب) چه کسانی به شما یاری خواهند داد؟ پ) برای اقدام به پژوهش به چه منابعی نیاز دارید؟ 3- منطق اقدامات خود را بنویسید. برای تدوین منطق اقدامات یا کارهایتان، سؤال های زیر را هم در نظر داشته باشید : الف) چرا چنین اقدامی را انتخاب کرده اید؟ ب) چرا فکر می کنید اقدامی که پیش گرفته اید، می تواند سبب بهبود موقعیت مورد نظرتان شود؟ پ) اقداماتی که پیش بینی کرده اید، تا چه حدودی با تجربه ها یا خوانده هایتان ارتباط دارد؟ گام سوم: سؤال های مربوط به پژوهش را بنویسید. الف) انتظار چه چیزی را درباره ایده ها یا اقدامات خودتان دارید؟ کارتان را با هر سؤالی که به ذهنتان می رسد، آغاز کنید. سؤال هایتان را جمع بندی کنید تا حدی که اقداماتتان را در بر بگیرند. ب)سؤال هایتان را برای نهایی کردن بازبینی کنید. آن ها را طوری دسته بندی کنید که بتوانید از آن ها به عنوان یک راهنما استفاده کنید. گام چهارم: طرح گردآوری اطلاعات را آماده کنید. برای انتخاب ابزار گردآوری اطلاعات به این فهرست رجوع کنید: یادداشت های روزانه یادداشت های میدانی کارنما پرسش نامه ها چک لیست ها ضبط ویدیویی کار یا عملکرد دانش آموز تجزیه و تحلیل اسنادی مصاحبه ها ضبط صوت عکس ها و اسلایدها هنگام انتخاب ابزارهای گردآوری اطلاعات، سؤال های زیر را در نظر بگیرید: الف) آیا ابزاری که انتخاب کرده اید، اطلاعات مورد نیاز مربوط به سؤال های پژوهشتان را فراهم می آورند؟ ب) آیا در به کار بردن ابزار انتخاب شده، احساس راحتی می کنید و در .............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 16:03:50 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1187.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشکلات میان معلم و دانش آموز</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1186.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.abrarnews.com/politic/1385/850701/html/036318.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 172px; HEIGHT: 200px&quot; height=211 alt=&quot;معلم و دانش آموز&quot; hspace=3 src=&quot;http://www.abrarnews.com/politic/1385/850701/html/036318.jpg&quot; width=188 align=left vspace=3 border=1&gt;&lt;/A&gt;همه ما در هر سن و سالی که باشیم، هیچ‌گاه خاطره‌های خوشی را که از معلم‌های خوبمان در دوران تحصیل داشته‌ایم از یاد نمی‌بریم. در واقع همین‌قدر که این خاطره‌ها برای ما شیرین و به یادماندنی هستند، تأثیراتی هم که از خود به جای می‌گذارند قابل توجه و ماندگارند. بنابراینرابطه بین دانش‌آموز و معلم یکی از بهترین ارتباطاتی است که ما در طول زندگی خود تجربه خواهیم کرد. گاهی کودک شما معلمش را دوست ندارد و گاهی به نظر می رسد معلم، زیاد از کودک شما خوشش نمی‌آید. از آنجا که همه شکل و همه نوع معلمی وجود دارد، ممكن است در طول مدت تحصیل فرزند شما معلمی پیدا شود كه زیاد با كودك شما جور درنیاید. شما به عنوان والدین خوب، باید قبل از این كه در مسئله به طور مستقیم دخالت كنید، دریابید كه واقعیت چیست و حق با كیست. اغلب، قضیه بدین صورت حل و فصل می شود كه بعد از چند هفته حساسیت ها از بین می روند و كودك، به تدریج خودش را با شخصیت و خصوصیات معلم وفق می‌دهد. چه كودک شما معلمش را دوست داشته باشد و چه نداشته باشدوظیفه شماست كه به كودك كمك كنید تا در مدرسه به بهترین نحو عمل كند و وظایفش را درست و بی‌عیب و نقص به انجام برساند. احساس منفی او درباره‌ی معلم، نباید تاثیری در درس و تكالیف مدرسه‌ای او داشته باشد. شما نمی‌توانید یك كودك را مجبور كنید كسی را دوست داشته باشد، ولی می‌توانید رفتاری را به او بیاموزید كه به او كمك كند با احساساتش طوری كنار بیاید كه باعث بهبود مناسبات او با معلمش شود. *بین واقعیات و تصورات، تفاوت بگذارید. آیا واقعا مسئله‌ای وجود دارد؟ به جز در مواردی که مسایل، بسیار جدی و فوری به نظر می‌رسند، ما پیشنهاد می‌کنیم در ابتدا فقط به حرف های کودک گوش کنید بی‌آن که واکنش یا توجه خاصی به آن مسئله نشان دهید. **در آغاز اظهارات منفی کودک را نادیده بگیرید. مطالبی را که کودک در ابتدای سال تحصیلی درباره‌ی معلمش به عنوان نارضایتی بیان می‌کند، نادیده بگیرید و به روی خود نیاورید. ممکن است کودک فقط از دوستانش شنیده باشد که این معلم «بداخلاق» یا «خیلی از آدم کار می‌کشد.» به او اطمینان بدهید که همه‌چیز درست خواهد شد و او معلم جدیدش را دوست خواهد داشت. برای مثال، به او یادآوری کنید که در ابتدای سال گذشته هم او معلمش را دوست نداشت، ولی آخر سال به سختی از او جدا شد. به او بگویید قبل از این که درباره‌ی معلمش قضاوت کند، بگذارد معلم خودش را نشان دهد. **ببینید آیا مسایل کودک، واقعی و با اهمیت هستند؟ اگر شکایت‌های کودک ادامه یافت، تحقیق کنید آیا این مشکلات حقیقت دارند؟ آیا اطلاعاتی که کودک می‌دهد دست اول است یا این که مثلا با جمله‌ی «علی می‌گفت که ...» شروع می‌شوند؟ آیا حقایقی وجود دارند که نشان می‌دهند واقعا در کلاس، مشکلی وجود دارد یا نه؟ *با کودکتان صحبت کنید. به کودک فرصت بدهید تا با شما درباره‌ی احساسش نسبت به معلمش و این که چه مشکلاتی با او دارد، صحبت کند. با دقت و حوصله حرف‌هایش را بشنویید و با صراحت و به محکمی به کودک بگویید که باید با این معلم سازگاری کند، چون در زندگی آینده‌اش با مردمی برخورد خواهد کرد که شاید آن‌ها را دوست نداشته باشد، ولی مجبور است با آن‌ها کار کند............ &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 15:52:14 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1186.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در وصف یزد (شعر)</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1185.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;در وصف یزد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;به به ز یزد و مردم خوش نام پرورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;وان خاک پاک و زر و گوهر برابرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آرام و امن و راحت و دلخواه و دلگشا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دارد نگه ز آفت ایام داورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آباد و بی زوال و کهنسال و با شکوه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;این شهر پیر، وه که چه زیباست منظرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دارالعباده شهرت و عنوانش از قدیم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;زیبنده افسری است سر افراز بر سرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;سر بر فلک کشیده ز هر سو مناره ها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با بانگ روح پرور الله و اکبرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;خرسند و سختکوش و خردمند و باهنر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نساج و ترمه باف و کشاورز و زرگرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;گویم ز لوز و پشمک و قطاب و نقل تر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یا از حریر و فرش و مس و چیت و چادرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;یا زان حیا و عفت و حسن و ملاحتی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;کز گلرخان شرق سبق برده دخترش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;وان شیر کوه و کوه خرانق ز دیرباز&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بر پا ستاده اند چو خادم برابرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;هر دو گواه صادق دوران عزتش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;هر یک نظاره گر که چها رفته بر سرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;از آن زمان که یک نفر اینجا مقر نداشت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تا دوره سکندر و آل مظفرش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;آوخ که دشت لوت بود یار و همدمش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;افسوس کاین عروس کویر است در برش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;جولاه روزگار گر از تار و پود خاک&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;در بر نموده جامه و گسترده بسترش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;تفیده و چروک و جگر خشک و تشنه لب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;از بس دمیده بر رخ مه، مهر انورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;با این وجود دارمش از جان عزیزتر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;من دل به حسن یار دهم نی به زیورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;دهقان که رفت جای دگر قدر او شناخت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نا رفته کس به جای دگر نیست باورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;هر کس که خدمتی بنماید به شهر یزد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;هر جا که هست دست خدا یار و یاورش&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;شاعر: باقر دهقان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 14:50:32 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از اينشتين بياموزيم !</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1184.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://4ax.ir/images/javad1ab.jpg&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 190px; HEIGHT: 152px&quot; height=171 alt=&quot;کاریکاتور از استاد علیزاده&quot; hspace=3 src=&quot;http://4ax.ir/images/javad1ab.jpg&quot; width=200 align=left vspace=3 border=1&gt;&lt;/A&gt;روي پل يا زير پل وقتي اينشتين با يكي از استادان همكارش روي پلي قرار ملاقات گذاشت، همكارش گفت: ولي اين دور از شان شما است كه روي پل منتظر من باشيد و باعث شرمندگي من خواهد شد. اينشتين پاسخ داد: چه فرق مي‌كند، كاري كه من مي‌كنم يعني فكر كردن، در همه جا مي توان انجام داد، چه روي پل، چه زير پل، چه پشت ميز!... به هنگام سفر اينشتين به ژاپن، يك ريكشاو( وسيله‌ي نقليه‌اي به دو چرخ كه انساني آن را مي‌كشد) در اختيار او قرار دادند تا در خيابان‌هاي باريك و كوره‌راه‌هاي ناهموار از آن استفاده كند. نپذيرفت و گفت: من هيچگاه از انسان ديگري به جاي حيوان نمي‌توانم استفاده بكنم و اجازه نمي‌دهم او من را حمل كند!... اينشتين از كودكي از حفظ كردن درس‌ها و انجام دادن تكليف‌هاي دبستاني متنفر بود و بيش‌تر به مطالعه‌ي آزاد علاقه‌ داشت. در امريكا هنگام ملاقات با اديسون از او سرعت صوت را پرسيدند. فرياد زد جه مي‌دانم؟ اين چيزها را به آساني مي‌توان در هر كتاب درسي پيدا كرد. چه لزومي دارد آن‌ها را به حافظه تحميل كنم!... يك‌بار وقتي مورد توجه شديد و كف زدن پيوسته‌ي امريكايي‌ها قرار گرفت، به خبرنگاران گفت: نبايد گول اين چيزها را خورد. مردم امريكا به طور معمول بدون تفكر تحسين مي‌كنند. و در جاي ديگر گفته بود: چه‌قدر جاي تاسف است كه همه درباره من سخن مي‌گويند بدون آن كه حرف‌هاي من را بفهمند. من به طور معمول از سوي كساني ستايش مي‌شوم كه زحمت فهميدن حرف‌هاي من را به خود نمي‌دهند. يا آنان ديوانه هستند يا من... اينشتين بر خلاف بيش‌تر استادان همكارش كه با ژست مي‌گفتند&quot; وقت ندارم&quot;، هميشه با افتخار مي‌گفت: من هميشه وقت دارم، زيرا كاري كه من انجام مي‌دهم، يعني فكر كردن، در همه جا امكان پذير است. در خيابان، در ايستگاه اتوبوس، سر قرار، در كلاس درس و ...! از اينشتين پرسيدند: آيا فرض اين كه ساعت در حال حركت، كند شود يا ميله‌ي در حال حركت، طولش كاهش يابد، عجيب و دور از ذهن سليم نيست؟ در پاسخ گفت: از كجا معلوم كه فرض تغييرناپذير بودن آن‌ها عجيب نباشد؟ عقل سليم چيزي نيست جز باورهايي كه تا پيش از هيجده سالگي در مغزها جاي مي‌گيرد!... اينشتين مي‌گفت: عقل بشري هم مانند فضا نسبي است. از اين رو، بايد نسبي انديشيد و احكام مطلق صادر نكرد. كشيشي از او پرسيد: آيا شما كه همه چيز را نسبي مي‌دانيد، به حقيقت مطلق هم اعتقاد داريد؟ در پاسخ گفت: من هم به حقيقت مطلق اعتقاد دارم، اما روش من براي رسيدن به حقيقت تفاوت دارد. من براي رسيدن به حقيقت مطلق، همه چيز را نسبي تلقي مي‌كنم!... شبي دير وقت كه مي‌خواست از مهماني به منزل بازگردد، ميزبان گفت: اجازه بدهيد برايتان درشكه صدا كنم. دير شده و راه شما دور است. اينشتين گفت: هيچ درشكه‌اي بهتر از اين دو پاي خودم نيست! شب خوبي است و قدم زدن به من فرصت مي‌دهد اندكي فكر كنم. شب شما بخير! آري، قدم زدن بزرگ‌ترين تفريح او بود، زيرا گردش را نزديكي به طبيعت مي‌دانست.... &lt;A href=&quot;http://www.dhvf.ir&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;دنیای حرفه و فن&lt;/FONT&gt; &lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Feb 2012 13:21:09 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عکس کارگاه حرفه و فن صالحی زاده + یک سبد خنده!</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1183.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://salary45.persiangig.com/herfeh1/yeksabad1.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;یک سبد خنده&quot; hspace=3 src=&quot;http://salary45.persiangig.com/herfeh1/yeksabad4.jpg&quot; align=left vspace=3 border=0&gt;&lt;/A&gt;این پست دنیای حرفه و فن به دو مطلب اشاره دارد. نخست انتشار کتاب اولم که به طنز پرداخته است. بر خلاف رشته تدریس بنده که حرفه و فن است همیشه طنز و کاریکاتور را دوست داشتم. یکی دو سالی روی کتاب ها و مجلات مختلف طنز کار کردم و مطالب کوتاه، کاریکلماتور، شعر، سخن نغز،پند و لطیفه های جالب آنها را گزینش کرده و از تابستان پیگیر چاپ آنها بودم. این کتاب &quot;&lt;A href=&quot;http://salary45.persiangig.com/herfeh1/yeksabad1.jpg&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;یک سبد خنده&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&quot; نام دارد و توسط انتشارات اندیشمندان یزد در ۱۶۰ صفحه در بهمن ۱۳۹۰منتشر شده است. چاپ کتاب مشکلات خاص خودش را دارد که از همه مهم تر سرمایه لازم و در ضمن پخش کتاب است. خوشبختانه برای پخش کتاب با انتشارات اندیشمندان و جناب آقای سید محمد موسوی به توافق رسیدم. بگذریم که برای طراحی یک روی جلد فکاهی و شاد کمی دچار مشکل شدم. برای مشاهده جلد کتاب روی &lt;A href=&quot;http://salary45.persiangig.com/herfeh1/yeksabad1.jpg&quot;&gt;یک سبد خنده &lt;/A&gt;کلیک کنید... مطلب دوم عکس های کارگاه دانش آموزان است. از سال پیش برای انعکاس مطلوب تر درس حرفه و فن از بخش هایی از فعالیت های متنوع کارگاه حرفه و فن مدارس عکس و فیلم تهیه کردم که در پست ۱۱۷۳ همین وبلاگ تحت عنوان &lt;A href=&quot;http://www.herfe-rszy.blogfa.com/post-1173.aspx&quot;&gt;عکس های کارگاه راهنمایی شهید صدوقی یزد&lt;/A&gt; آمده است. همچنین برای مشاهده و دانلود عکس های کارگاه حرفه و فن راهنمایی صالحی زاده یزد روی &lt;A href=&quot;http://salary45.persiangig.com/video/herferszy.exe&quot;&gt;کارگاه حرفه و فن&lt;/A&gt; یا &lt;A href=&quot;http://wdl.persiangig.com/pages/download/?dl=http://salary45.persiangig.com/video/herferszy.exe&quot;&gt;عکس حرفه و فن&lt;/A&gt; کلیک کنید. حجم عکس ها ۹ مگابیت است که برای دریافت این فایل بهتر است از اینترنت پر سرعت استفاده کنید... &lt;A href=&quot;http://www.dhvf.ir&quot;&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;دنیای حرفه و فن&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 13 Feb 2012 15:34:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گنجینه لطایف</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1182.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG height=151 alt=&quot;لطیفه های شیرین&quot; hspace=3 src=&quot;http://4ax.ir/images/book1.jpg&quot; width=138 align=left vspace=3 border=0&gt;عسسان شب به شخصی مست رسيدند، بگرفتند که: “برخيز تا به زندانت بريم.” گفت: “اگر من به راه توانستمي رفت، به خانه خود رفتمي!”... خراساني به نردبان در باغ ديگري مي رفت تا ميوه بدزدد. خداوند باغ پرسيد و گفت: “در باغ من چه کار داري؟” گفت: “نردبان مي فروشم.” گفت: “نردبان در باغ من مي فروشي؟” گفت: “نردبان از آن من است، هرکجا خواستم مي فروشم”... گربه دانا: شخصي تبري داشت و هر شب در مخزن نهادي و در محکم بستي. زنش پرسيد: “تبر چرا در مخزن مي نهي؟” گفت: “تا گربه نبرد.” گفت: “گربه تبر چه مي کند؟” گفت: “ شش پاره اي که به يک جو نمي ارزد، مي برد؛ تبري که ده دينار خريده ام، رها خواهد کرد؟”... شخصي با دوستي گفت: “پنجاه من گندم داشتم. تا مرا خبر شد، موشان تمام خورده بودند.” او گفت: “من نيز پنجاه من گندم داشتم. تا موشان را خبر شد، من تمام خورده بودم!”.... شخصي از واعظي پرسيد که: “زن ابليس چه نام دارد؟” واعظ او را پيش خواند و در گوشش گفت: “اي مردک قلتبان، من چه دانم؟” چون باز به مجلس آمد، از او پرسيدند که: “چه فرمود؟” گفت: “هرکه خواهد، از مولانا سوال کند تا بگويد”.... شخصي نزد طبيب رفت و گفت: “چند روز است که موي من درد مي کند.” گفت: “امروز چه خورده اي؟” گفت: “نان و يخ!” طبيب را حيرت بيفزود، گفت: “نه دردت به درد آدميان مي ماند و نه غذايت به غذاي عالميان!”... منجمي را بردار کردند. کسي از او پرسيد که “اين صورت را در طالع خود ديده بودي؟” گفت “رفعتي مي ديدم، ليکن ندانستم که بر اين موضع خواهد بود!”.... خواجة منعمي براي خود مقبره اي ساخت. يک سال تمام در آنجا کار کردند تا به اتمام رسيد. خواجه از استاد بنا پرسيد که “اين عمارت را ديگر چه مي بايد؟” گفت: “وجود شريف شما!”... گرانجاني بي ادبي مي کرد. عزيزي او را ملامت نمود؛ گفت: “چه کنم؟ آب و گل مرا چنين سرشته اند.” گفت: “آب و گل تو را نيکو سرشته اند؛ اما لگد کم خورده ست!”... واعظي بود. روزي وعظ مي گفت. شخصي ديد آن واعظ را و گريست. و واعظ خوش مي آمد که يعني: مجلس گرم شد. واعظ سوال کرد از آن شخص که “آخر چرا مي گريي چندين؟” جواب داد که: “ما را بزي بود، بمرد. ريش آن بز به ريش تو مي مانست. ريش تو را مي بينم و آن بزک خود به خاطر مي آيد؛ بدان سبب مي گريم!”.... پادشاهي به درويشي گفت: “آن لحظه که تو را به درگاه حق تجلي و قرب باشد، مرا ياد کن.” گفت: “چون من در آن حضرت رسم، مرا از خود ياد نيايد، از تو چون ياد کنم؟”.... يکي خري گم کرده بود. سه روز روزه داشت به نيت آنک خر خود را بيابد. بعد از سه روز خر را مرده يافت. رنجيد و از سر رنجش روي به آسمان کرد و گفت که: “اگر عوض اين سه روز که داشتم، شش روز از رمضان نخورم، پس من مرد نباشم!”.... وقتي مزبّد را سگ گزيد، گفتند: “اگر مي خواهي درد ساکن شود، آن سگ را تريد بخوران.” گفت: “آنگاه هيچ سگي در جهان نماند، مگر آنکه بياید و مرا بگزد!”.... شمس الدين مظفر روزي با شاگردان خود مي گفت که: تحصيل در کودکي بايد کرد، هرچه در کودکي به ياد گيرند، فراموش نشود. من اين زمان پنجاه سال باشد که سوره فاتحه به ياد گرفته ام و با وجود آنکه هرگز نخوانده ام، هنوز به ياد دارم!... شخصي تيري به مرغي انداخت، خطا کرد. رفيقش گفت: “احسنت!” تيرانداز بر آشفت که “به من ريشخند مي کني؟” گفت: “نه، مي گويم احسنت، اما به مرغ”... &lt;A href=&quot;http://www.dhvf.ir&quot;&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;دنیای حرفه و فن&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 15:26:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تاریخچه موشک</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1181.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/01/16132.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=موشک hspace=3 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/01/16132.jpg&quot; align=left vspace=3 border=0&gt;&lt;/A&gt;خيلي از ما جنگ افزارهاي زيادي را مي شناسيم و بعضاً با کاربردهاي آن ها هم آشنا هستيم، از توپ و تانک گرفته تا انواع و اقسام بمب و تفنگ و اسلحه هاي رزمي و دوش پرتاب و ... از ميان همه اين اسلحه ها، موشک ها از اهميت زيادي دارند. حتي در بيرون دنياي جنگ افزارها هم مردم موشک ها بيشتر از بقيه انواع سلاح ها مي شناسند يا حداقل، در رسانه ها بيشتر از موشک ها مي شنوند تا باقي اسلحه ها. دليل اين امر اين است که براي مقابله با قدرت هاي نظامي به جنگ افزارهاي بازدارنده و مؤثر نياز است و موشک سلاحي است که اين ويژگي ها را دارد. براي همين موشک فقط مانند تفنگ يا تانک ابزارهاي نظامي نيست، بلکه ابزاري سياسي هم هست. داشتن يک موشک هدايت شونده، دقيق، سريع و با قدرت مانور و تغيير مسير بالا که در واکنش هاي سريع کاربرد دارد. مي تواند مهم ترين ابزار نظامي يک کشور باشد. برد و توان موشک ها نيز با ديگر جنشگ افزارها قابل مقايسه نيست. افزون بر آن، رديابي و منهدم کردن موشک ها به دلايل گوناگون، بسيار مشکل بوده و منحرف کردن موشک از مسيرش – اگر سيستم هاي جنگ الکترونيک آن، مناسب باشد – مشکل است. شايد همين دلايل، علاقه کشورها در سال هاي اخير به موشک و فناوري هاي آن را توجيه کند. از طرفي ديگر، با نگاهي به جنگ هاي چند ساله اخير در يوگسلاوي، کوزوو، عمليات توفان صحرا و جنگ در افغانستان و عراق، نقش کليدي موشک ها در اين جنگ ها، نشان مي دهد که «موشک ها، تجهيزاتي استاندارد براي آفند و پدافند (حمله و دفاع) در آينده نه چندان دور خواهند بود.» از اين رويگان موشکي و پدافنده موشکي، يکي از بخش هاي نظامي مؤثر بسياري از کشورهاست. مي دانيد که ارتش جمهوري اسلامي هم مدتي است از سه نيرو تبديل به چهار نيرو شده و نيروي پدافند موشکي هم به نيروي زميني، هوايي و دريايي ما اضافه شده است. آغاز عصر موشک به جنگ جهاني دوم برمي گردد. زماني که موشک هاي دهشتناک رده «وي 1» و «وي 2» نازي، با وجود خطاي بسيار زيادشان خواب را از مردم لندن گرفته بودند. سير تکاملي موشک ها براي خطاي کم تر بسيار سريع طي شد و امروزه به عنوان جنگ افزارهايي مخرب، مؤثر و در سطح بالا، در هر دو زمينه «هسته اي» و «متعارف» ظهور کرده اند. موشک ها به عنوان يک جنگ افزار مخرب و تهديدآميز، در نفوذهاي نظامي محدود، مي توانند نقشي ضربتي ايفا کنند. از آن هنگام که آلمان براي نخستين بار از موشک استفاده کردند (1944)، بيش از 17000 موشک در جنگ هاي مختلف استفاده شده است. در تجربه جنگ افغانستان (اشغال توسط شوروي 1980 تا 1988) و جنگ اول خليج فارس (1991) تأثير بسيار زياد موشک ها، اثبات شد. از 1991 به بعد حدود 1500 آزمايش موشکي در دنيا انجام شده و بر مبناي بررسي هاي يک مؤسسه پژوهشي اروپايي، امروزه 33 کشور توانايي فرستادن موشک هاي بالستيک را دارند. در حالي که نوع فناوري هاي مورد استفاده در موشک ها ممکن است از کشوري به کشور ديگر، بسيار متفاوت و گاه عقب مانده باشد. ناتواني سيستم هاي دفاع هوايي در ره گيري موشک ها، تمام کشورها را .............&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 14:52:57 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اهمیت کشاورزی و دامداری در اسلام</title>
<link>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1180.aspx</link>
<description>&lt;P class=b align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/001/0023398.JPG&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;کشاورزی در اسلام&quot; hspace=3 src=&quot;http://www.rasekhoon.net/userfiles/Article/1390/08/001/0023398.JPG&quot; align=left vspace=3 border=0&gt;&lt;/A&gt;انسان و آبادي زمين: درباره اراضي و بقعه‌ها مردم به موجب مقررات اسلامي، مسئوليت دارند و در قيامت مورد مؤاخذه و پرسش قرار مي‌گيرند. خداوند زمين و محتويات آن را مقهور و مسخّر انسان‌ها ساخته و به آنان هوش و لياقت عمران و آبادي كره خاك را عطا نموده و از آنان خواسته است كه با سعي و كوشش، اين وظيفه مقدس و سعادت بخش را انجام دهند و زمين را به نفع خود و ديگران آباد سازند. «هو أنشأكم من الأرض و استعمركم فيها»؛(1) «خداوند شما را از زمين خلق نموده و عمران و آبادي آن را از شما خواسته است». در جهان طبيعت، هيچ حيواني واجد فكر خلاق و نيروي ادراك براي آباد ساختن زمين و استخراج منابع و ذخاير آن نيست. فقط آدميانند كه از اين عطيه گران‌قدر برخوردارند و مي‌توانند با اعمال فكر و به كار گرفتن نيروهاي دروني و بروني خود، به خواسته الهي جامه تحقق بپوشانند، استعدادهاي نهفته زمين را به فعليت درآورند،‌ آن را آباد سازند و مورد استفاده و بهره‌گيري قرار دهند. با پيشرفت علوم طبيعي و برقرار شدن تمدن صنعتي، عمران و آبادي زمين به سرعت گسترش يافته و چهره كره خاكي، به كلي دگرگون شده است، ولي قديمي‌ترين وسيله عمران زمين كه همچنان پايدار مانده و هرگز از ميان نمي‌رود، كشاورزي و درختكاري است. چه، مزارع و باغ‌ها وسيله‌ي تأمين غذاي مردم و حافظ حيات آنان است و درآيين اسلام اين دو كار، ‌بسيار مهم تلقي شده و از اولياي دين درباره آنها روايات بسياري شده است. قال الصّادق (ع): «ازرعوا و اغرسوا و الله ما عمل النّاس عملاً أحلّ و لا أطيب منه»؛(2) امام صادق (ع) فرموده است: «زراعت كنيد و درخت بنشانيد. قسم به خدا بين تمام كارهايي كه مردم براي زندگي انجام مي‌دهند، هيچ كاري حلال‌تر و پاك‌تر از آن نيست». قضاي الهي خاك و آب را مجراي ارتزاق انسان‌ها قرار داده و مردم موظفند سينه خاك را بشكافند، بذر خود را در آن بيفشانند، به روزي خداداد دست يابند و به حيات خويش ادامه دهند. اگر كسي صاحب آب و زمين باشد و از روي تسامح و سستي، به موقع بذر افشاني نكند و زمين را معطل بگذارد يا مزرعه سبز و درختان باغ خود را مشروب ننمايد، آب را هدر دهد و زراعت و اشجار را بخشكاند، بي‌گمان بر اثر اين عمل ناروا، از طرفي نعمت الهي را كفران نموده و از طرف ديگر به جامعه ستم كرده است. چنين انساني در پيشگاه الهي مسئول و در نظر اولياي اسلام ،‌سخت مورد بدبيني است. اهميّت كشاورزي در اسلام: شايد بر هيچ آگاهي پوشيده نباشد كه كشت و زرع در زمان حاضر نيازمند استفاده از آلات، ابزار و روشهايي تازه است؛ و بر مسلمانان لازم است كه آنها را مورد استفاده قرار دهند و در كار با آنها مهارت پيدا كنند، بلكه شايسته است كه خود، آنها را بسازند و در ساختن ابزار و آلاتي نوتر، دقيق‌تر و عملي‌تر تلاش كنند، انشاءلله تعالي. علوم واختراعات تازه، در اصل از مسلمانان اقتباس شده است، و گواه بر اين موضوع دهها كتاب و مقاله از دانشمندان متخصّص خاور و باختر در اين تحقيقات و مباحث است؛ پس لازم است كه مسلمانان در گسترش بخشيدن به دايره ي علوم و صنايع، از اسلاف خويش پيروي كنند، از اين جمله است آنچه به تكامل كشاورزي مربوط مي‌شود و به بهره‌وري سرشار از...........&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 14:41:21 GMT</pubDate>
<dc:creator>herfe-rszy</dc:creator>
<guid>http://herfe-rszy.blogfa.com/post-1180.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

