تبليغاتX
به دنیای حرفه و فن خوش آمدید...........تحقیق، اقدام پژوهی، نمونه سوالات آموزش حرفه و فن اول، دوم و سوم راهنمایی، مقالات آموزشی و تربیتی، کاردستی، ضرب المثل، طرح مشبک و معرق، پاورپوینت حرفه و فن، خاطره، طرح درس حرفه و فن، شعر، آشنایی با مشاغل و رشته های تحصیلی، مدارهای الکتریکی و الکترونیکی، جدول، روش تدریس، داستان كوتاه، اطلاعات علمي، طنز و کاریکاتور، عکس، فوت و فن معلمی، مشاهیر ایران و جهان، دانستني های حرفه و فن، جمله های زیبا، یزدشناسی.... در بهترین و بزرگترین وب سایت حرفه و فن ایران
دنیای حرفه و فن - روز مرگ نمره ها !

روز مرگ نمره ها

امتحان کلاس سومی ها در حال تمام شدن بود. کتاب ها در حیاط و راهرو مدرسه پخش و پلا شده بود. انواع نمونه سوالات و دفترهای رنگارنگ را می شد در میان آن ها دید. بابای مدرسه تمام کتاب ها، دفترها و نمونه سوالات امتحان های قبلی را در جعبه ای بزرگ ریخته بود. می گفت دیگر هیچ کدام از بچه ها دنبال این ها نمی آیند! پرسیدم: چرا؟ گفت: برای این که مطمئن هستند نمره قبولی را آورده اند! بعد تعدادی از ورقه های حاوی سوال را در آن ریخت.

نگاهی به سوالات کردم. خط خودم را دیدم. چقدر برای نوشتن آن ها وقت گذاشته بودم. در دلم گفتم: خب بی معرفت ها لااقل... نگاهم به حیاط افتاد، باد نمونه سوالات را به این طرف و آن طرف می برد و بچه هایی که خوشحال از جلسه امتحان خارج می شدند، با بی تفاوتی کتاب ها و ورقه ها را لگد کوب می کردند! انگار از روی عمد این کار را انجام می دادند!

فکرم به جهتی دیگر لغزید. به کابوس شب های امتحان دانش آموزان رسیدم. کمی یا شاید بیشتر حق را به آن ها دادم. از شر معلم و کتاب و توپ و تشر بزرگ ترها راحت شده بودند. به طول سال تحصیلی فکر کردم. به هر جا می رفتی صحبت از نمره بود. از سازمان و ناحیه گرفته تا مدیر مدرسه و دبیر راهنما و والدین.

نمودار ستونی و نتایج امتحانات سال گذشته هنوز روی دیوار دفتر مدرسه خودنمایی می کرد. نمره ها در چند جا ثبت می شد. دفتر مدرسه، دفترچه پیوند، کارتکس، کارنامه میان ترم، نمره مستمر، مسابقات علمی، آزمون های چهار گزینه ای برای مدارس فلان و بهمان و...

سرم گیج رفت. به خودم گفتم: اگر من هم بودم... بگذریم. از مدرسه بیرون آمدم. در پیچ و خم کوچه، دو نفر از دانش آموزان، جلوتر از من گام بر می داشتند و خنده کنان در حال پاره کردن اوراق کتابشان بودند! سرعتم را کم کردم. قضیه برایم جالب شده بود. به حرکاتشان بیشتر توجه کردم. جواب هر سوالی را که در کتاب می یافتند، هر دو جیغ بلندی می کشیدند و سپس صفحه مربوط به آن سوال را جدا کرده و در هوا رها می کردند!

با خود اندیشیدم که شیوه تدریس و ارزشیابی سنتی ما باید تغییر کند. اما باید دلیل می آوردم. مطالعه کردم، یادداشت کردم و متوجه شدم که اکثر فرهنگیان و فرهیختگان جامعه نیز به این تغییر معتقدند. راستی چرا ما نمی توانیم این پوسته سخت را بشکنیم. کلاس های ضمن خدمت، مقاله های چاپ شده، فیلم مدارس کشورهای دیگر، مجلات تخصصی رشد و تکنولوژی، هیچکدام موفق به آن تغییر اساسی نشده اند. چرا؟

دکتر حسین اسکندری در مجله تخصصی رشد معلم، شماره ۱۷۹ می نویسد:"... با خودم می گویم، ای کاش روز مرگ نمره ها فرا برسد. روز مرگ نمره ها روز مرگ اخم هاست و زنده شدن سلام هایی که اگر سایه نمره نبود، به گرمی بر لب ها می نشستند..."

کابوس 20 !!

از خودم پرسیدم: ای کاش ما سنتی ها می توانستیم دیدگاه مان را نسبت به نمره عوض کنیم، اما به یاد حرف همکاران افتادم که می گفتند: وقتی سازمان، ناحیه، مدیر مدرسه، والدین و... این طور می خواهند و همه به معدل کلاست نگاه می کنند و نمره بچه ها در فرم ارزشیابی دخالت داده می شود، ما چه کاری می توانیم انجام دهیم؟! دیدم دوستان نیز کمی تا قسمتی درست می گویند!

اما بعضی از همکاران خود شروع کرده اند و باید هم شروع کرد. مثلا علیرضا تویسرکانی در مجله رشد معلم فروردین ۸۴ آورده است: "... از لابلای حرف ها و ماجراها چند اصل من در آوردی تراشیدیم (به اتفاق بچه ها)، اصل اول: لذت بردن از هر کار آموزشی و پرورشی. اصل دوم: نترسیدن از همه چیز و از جمله امتحان دادن. اصل سوم: راست گویی، حتی وقت درس نخواندن از سر تنبلی!. اصل چهارم: همکاری با دیگران. و اصل پنجم: درس خواندن، نه برای امتحان بلکه برای زندگی..." جالب بود و هیجان انگیز.

دنیا در شیوه های آموزش و ارزشیابی تغییرات زیادی ایجاد کرده است، ولی ما به همان شیوه ۶۰-۵۰ سال پیش قصد هدایت نسل گریز پا و با هوش امروزی را در سر می پرورانیم. باید باور کنیم در عصر ارتباطات و اطلاعات معلم دیگر آن دانای کل سال ها پیش نیست و حتی در مواردی از دانش آموزان عقب افتاده است.

" در تابلویی که مدیر مدرسه بالای سر خود نصب کرده، چنین نوشته شده است: به دانش آموزان خود یاری دهید، انسان باشند. کوشش های آموزشی شما نباید افراد روان نژند، آدم کش های حرفه ای و هیولاهای دیو صفت بیافریند. خواندن، نوشتن و حساب کردن آن گاه مهم است که در خدمت انسان شدن بچه ها باشد -  رشد مدیریت مدرسه، آبان ۸۱ " امید است همه ما در این راه گام برداریم.

 

 

نویسنده: محسن سالاری www.herfe-rszy.blogfa.com 

چاپ شده در روزنامه پیمان یزد


برچسب‌ها: تقلب, دانش آموز, امتحان, نمره بیست, محسن سالاری
@ محسن سالاری دوشنبه 9 دی1387 |

Pichak go Up