در زمان قدیم که حمام های چهل ستون چهل پنجره بود – و حالا چیز های دیگری جانشین آن ها شده – دلاک ها تمام علوم را دارا بودند و معمولاٌ مورد مشورت همه شخصیت ها قرار می گرفتند ، چون در یک حالتی مشتری در اختیار دلاک واقع می شد که کاملاٌ تسلیم او بود ، مدت حمام هم معمولاٌ طولانی بود ، بنابراین دردلها و اسرار مشتری در ضمنی که دلاک مشغول کیسه کشیدن او بود باز می شد ، یک روز یک مشتری ، در حالیکه زیر دست دلاک بود ، با او درد دل می کرد و می گفت : مدتی است کمرم درد می کند و شب ها نمی توانم بخوابم ، هر دوایی هم که خورده ام نتیجه ای نداده ... دلاک گفت : اتفاقا ٌ دوای این خیلی ساده است ، شما یک سیر خاکشیر بگیرید و شب در آب نم کنید و بگذارید تا صبح خیس بخورد ، بعد صبح ناشتا میل کنید ، همین ! مشتری هم اظهار تشکر کرد . پس از مدتی باز مشتری گفت : نمی دانم علامت پیری است ! چشمم کم نور شده دکتر می گوید باید عینک بزنی ، و عینک زدن هم برای من قابل تحمل نیست ، نمی دانم چه بکنم ، چشمم به خط قرآن نمی گیرد . دلاک بیدرنگ حرف او را می برد و می گوید : اتفاقاٌ امتحان شده ، شما یک سیر خاکشیر می گیرید ، شب نم می کنید ، ناشتا پیش از صبحانه میل می فرمائید ، سه شب این کار را بکنید افاقه می شود ، باز مدتی می گذرد و مشتری چند تا مرض دیگرش را می گوید دلاک باز هم همین خاکشیر را تجویز می کند ، در آخر مشتری برای اینکه مسیر حرف را عوض کند می گوید : زندگی ها خیلی عوض شده ، با همین حقوق و با همین درآمد ، چند سال پیش من یک زندگی مرفهی داشتم ، حالا در آمدهایی هم بر حقوق من اضافه شده ، باز هشتم گرو نهم است ، بطوری که از چشم طلبکارها اصلاً از خانه نمی توانم بیرون بیایم ! دلاک می گوید : یک سیر خاکشیر شما نم می کنید و ... مشتری اعتراض می کند که ، این چه جور دوایی است که هم بدرد کمر می خورد ، هم بدرد چشم می خورد و هم بدرد قرض ؟! دلاک توضیح می دهد که : سی سال تمام است من هر شب یک سیر خاکشیر نم می کنم ، صبح ناشتا می خورم ، و تا حالا هیچ بدی از آن ندیده ام ! یک نوع " تشیع خاکشیری " مکتب " اصالت خاکشیر " ، خاکشیریسم ! منبع :تشیع علوی و تشیع صفوی، نوشته دکتر علی شریعتی
@ محسن سالاری پنجشنبه 4 شهریور1389
|

