تبليغاتX
به دنیای حرفه و فن خوش آمدید...........تحقیق، اقدام پژوهی، نمونه سوالات آموزش حرفه و فن اول، دوم و سوم راهنمایی، مقالات آموزشی و تربیتی، کاردستی، ضرب المثل، طرح مشبک و معرق، پاورپوینت حرفه و فن، خاطره، طرح درس حرفه و فن، شعر، آشنایی با مشاغل و رشته های تحصیلی، مدارهای الکتریکی و الکترونیکی، جدول، روش تدریس، داستان كوتاه، اطلاعات علمي، طنز و کاریکاتور، عکس، فوت و فن معلمی، مشاهیر ایران و جهان، دانستني های حرفه و فن، جمله های زیبا، یزدشناسی.... در بهترین و بزرگترین وب سایت حرفه و فن ایران
دنیای حرفه و فن - مشاهیر ایران و جهان 30 - استاد سخن سعدی

مشاهیر ایران و جهان ۳۰ - استاد سخن سعدی


سعدی تخلص و شهرت «مشرف الدین» ، مشهور به «شیخ سعدی» یا «شیخ شیراز» است.

درباره نام و نام پدر شاعر و هم چنین تاریخ تولد سعدی اختلاف بسیار است.

سال تولد او را از 571 تا 606 هجری قمری احتمال داده اند و تاریخ درگذشتش را هم سالهای 690 تا 695 نوشته اند.

سعدی در
شیراز پای به هستی نهاد و هنوز کودکی بیش نبود که پدرش در گذشت.

آنچه مسلم است اغلب افراد خانواده وی اهل علم و دین و دانش بودند.

سعدی خود در این مورد می گوید:

همه قبیله ی من، عالمان دین بودند ------- مرا معلم عشق تو، شاعری آموخت

سعدی پس از تحصیل مقدمات علوم از شیراز به
بغداد رفت و در مدرسه نظامیه به تکمیل دانش خود پرداخت.

او در نظامیه بغداد که مهمترین مرکز علم و دانش آن زمان به حاسب می آید در درس استادان معروفی چون سهروردی شرکت کرد.

سعدی پس از این دوره به
حجاز، شام و سوریه رفت و در آخر راهی سفر حج شد.

او در شهرهای شام (سوریه امروزی) به سخنرانی هم می پرداخت ولی در همین حال، بر اثر این سفرها به تجربه و دانش خود نیز می افزود.

سعدی در روزگار سلطنت "اتابک ابوبکر بن سعد" به شیراز بازگشت و در همین ایام دو اثر جاودان بوستان و گلستان را آفرید و به نام «اتابک» و پسرش سعد بن ابوبکر کرد.

برخی معتقدند که او لقب سعدی را نیز از همین نام "سعد بن ابوبکر" گرفته است.

پس از از بین رفتن حکومت سلغریان، سعدی بار دیگر از شیراز خارج شد و به بغداد و حجاز رفت.

در بازگشت به شیراز، با آن که مورد احترام و تکریم بزرگان فارس بود، بنابر مشهور به خلوت پناه برد و مشغول ریاضت شد.

سعدی، شاعر جهاندیده، جهانگرد و سالک سرزمینهای دور و غریب بود؛ او خود را با تاجران ادویه و کالا و زئران اماکن مقدس همراه می کرد. از پادشاهان حکایتها شنیده و روزگار را با آنان به مدارا می گذراند.

سفاکی و سخاوتشان را نیک می شناخت و گاه عطایشان را به لقایشان می بخشید. با عاشقان و پهلوانات و مدعیان و شیوخ و صوفیان و رندان به جبر و اختیار همنشین می شد و خامی روزگار جوانی را به تجربه سفرهای مکرر به پختگی دوران پیری پیوند می زد.

سفرهای سعدی تنها جستجوی تنوع، طلب دانش و آگاهی از رسوم و فرهنگهای مختلف نبود؛ بلکه هر سفر تجربه ای معنوی نیز به شمار می آمد.

سنت
تصوف اسلامی همواره مبتنی بر سیر و سلوک عارف در جهان آفاق و انفس بود و سالک، مسافری است که باید در هر دو وادی، سیری داشته باشد؛ یعنی سفری در درون و سفری در بیرون.

وارد شدن سعدی به حلقه شیخ شهاب الدین سهروردی خود گواه این موضوع است.

ره آورد این سفرها برای شاعر، علاوه بر تجارب معنوی و دنیوی، انبوهی از روایت، قصه ها و مشاهدات بود که ریشه در واقعیت زندگی داشت؛ چنان که هر حکایت گلستان، پنجره ای رو به زندگی می گشاید و گویی هر عبارتش از پس هزاران تجربه و آزمایش به شیوه ای یقینی بیان می شود. گویی، هر حکایت پیش از آن که وابسته به دنیای تخیل و نظر باشد، حاصل دنیای تجارب عملی است.

شاید یکی از مهم ترین عوامل دلنشینی پندها و اندرزهای سعدی در میان عوام و خواص، وجه عینی بودن آنهاست. اگرچه لحن کلام و نحوه بیان هنرمندانه آنها نیز سهمی عمده در ماندگاری این نوع از آثارش دارد.

از سویی، بنا بر روایت خود سعدی، خلق آثار جاودانی همچون گلستان و بوستان در چند ماه، بیانگر این نکته است که این شاعر بزرگ از چه گنجینه ی دانایی، توانایی، تجارب اجتماعی و عرفانی و ادبی برخوردار بوده است.

آثار سعدی علاوه بر آن که عصاره و چکیده اندیشه ها و تأملات عرفانی و اجتماعی و تربیتی وی است، آیینه خصایل و خلق و خوی و منش ملتی کهنسال است و از همین رو هیچ وقت شکوه و درخشش خود را از دست نخواهد داد.

ویژگی های آثار سعدی

آنچه که بیش از هر ویژگی دیگر آثار سعدی شهرت یافته است، "سهل و ممتنع" بودن است.

این صفت به این معنی است که اشعار و متون آثار سعدی در نظر اول "سهل" و ساده به نظر می رسند و کلمات سخت و نارسا ندارد.

در طول قرن های مختلف، همه ی خوانندگان به راحتی با این آثار ارتباط برقرار کرده اند.

اما آثار سعدی از جنبه ی دیگری، "ممتنع" هستند و کلمه ی "ممتنع" در اینجا یعنی دشوار و غیرقابل دسترس.

وقتی گفته می شود شعر سعدی "سهل و ممتنع" است یعنی در نگاه اول، هر کسی آثار او را به راحتی می فهمد ولی وقتی می خواهد چون او سخن بگوید می فهمد که این کار سخت و دشوار و هدفی دست نیافتنی است.

بعضی دیگر از ویژگی های آثار سعدی عبارتند از:

نکات دستوری

نکات دستوری در آثار سعدی به صحیح ترین شکل ممکن رعایت شده است.

عنصر وزن و موسیقی، منجر به از بین رفتن یا پیش و پس شدن ساختار دستوری در جملات نمی شود و سعدی به ظریف ترین و طبیعی ترین حالت ممکن در لحن و زبان، با وجود تنگنای وزن، از عهده این کار برمی آید.

ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست

گر امید وصل باشد، همچنان دشوار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد

قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست


در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت، که سر زخاک برآرم

به گفتگوی تو خیزم، به جستجوی تو باشم

حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم

جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم


ایجاز

ایجاز یعنی خلاصه گویی و یا پیراستن شعر از کلمات زاید و اضافی.

دوری از عبارت پردازی های بیهوده ای که نه تنها نقش خاصی در ساختار کلی شعر بلکه از زیبایی کلام نیز می کاهند، در شعر و کلام سعدی نقش ویژه ای دارد.

از سویی این ایجاز که در نهایت زیبایی است، منجر به اغراق های ظریف تخیلی و تغزلی می شود و زبان شعر را از غنایی بیشتر برخوردار می کند.

در شعر سعدی هیچ کلمه ای بدون دلیل اضافه یا کم نمی شود.

گفتم آهن دلی کنم چندی

ندهم دل به هیچ دلبندی

به دلت کز دلم به در نکنم

سخت تر زین مخواه سوگندی

ریش فرهاد بهترک می بود

گر نه شیرین نمک پراکندی

کاشکی خاک بودمی در راه

تا مگر سایه بر من افکندی ...


ایجاز سعدی، ایجاز میان تهی و سبک نیست، بلکه پراز اندیشه و درد است.

در دو حکایت زیر از "گلستان" به خوبی مشاهده می شود که سعدی چه اندازه از معنی را در چه مقدار از سخن می گنجاند:

حکایت: پادشاهی پارسایی را دید، گفت: «هیچت از ما یاد آید؟» گفت: «بلی، وقتی که خدا را فراموش می کنم.»

حکایت: یکی از ملوک بی انصاف، پارسایی را پرسید: «از عبادتها کدام فاضلتر است؟» گفت: «تو را خواب نیمروز، تا در آن یک نفس خلق را نیازاری.»


موسیقی

سعدی از موسیقی و عوامل موسیقی ساز در سبک و زبان اشعارش سود می جوید. وی اغلب از
اوزان عروضی استفاده میکند.

علاوه بر اوزان عروضی، شاعر به شیوه مؤثری از عواملی بهره می برد که هر کدام به نوعی موسیقی کلام او را افزایش می دهند؛ عواملی همچون انواع جناس، هم حروفیهای آشکار و پنهان، واج آرایی، تکرار کلمات، تکیه های مناسب، موازنه های هماهنگ لفظی در ادبیات و لف و نشرهای مرتب و ...

استفاده از این عناصر به گونه ای هنرمندانه و زیرکانه صورت می گیرد که شنونده یا خواننده شعر او پیش از آن که متوجه صنایع به کار رفته در شعر او شود، جذب زیبایی و هماهنگی و لطافت آنها می شود.

در غزل زیر سعدی نهایت استفاده را از عوامل موسیقی زای زبان برده است، بی آن که سخنش رنگ تکلف و تصنع به خود بگیرد.

تکرارهای هنرمندانه ی کلمات، هم حروفی ها و وزن مناسب شعر و همچنین لحن عاطفی و تعزلی کلام سعدی را چون شربتی شیرین و گوارا به جان خواننده می ریزد:

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

روی ار به روی ما نکنی حکم از آن تست

باز آ که روی در قدمانت بگستریم

ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود، هم بر آن سریم

گفتی زخاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

ما با توایم و با تو نه ایم اینت بوالعجب

در حلقه ایم با تو و چون حلقه بر دریم

از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟


طنز و ظرافت

طنز و ظرافت جایگاه ویژه ای در ساختار سبکی آثار سعدی دارد.

البته خاستگاه این طنز به نوع نگاه و تفکر این شاعر بزرگ بر می گردد. طنز سعدی، سرشار از روح حیات و سرزندگی است.

سعدی به یاری لحن طنز، خشکی را از کلام خود می گیرد و شور و حرکت را بدان باز می گرداند.

با همین طنز، تیغ کلامش را تیز و برنده و اثرگذار می کند.

طنز، نیش همراه با نوش است؛ زخمی در کنار مرهم. سالها بعد، لسان الغیب، حافظ شیرازی ابعاد عمیق دیگری به طنز شاعرانه بخشید و از آن در شعر خود استفاده ها برد:

با محتسب شهر بگویید که زنهار

در مجلس ما سنگ مینداز که جام است


یا

کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی

به نقد اگر نکُشد عشقم، این سخن بکشد


آثار سعدی

از سعدی آثار گوناگونی به نظم و نثر موجود است که عبارتند از:

1- بوستان یا سعدی نامه، که در واقع اولین اثر اوست و در سال 655 تمام شده است. گویا سعدی آن را در ایام سفر خود سروده و هم چون ارمغانی در سال ورود خود به وطن بر دوستانش عرضه کرده است.

موضوع این کتاب که از عالی ترین آثار قلم توانای سعدی و یکی از شاهکارهای شعر فارسی است، اخلاق و تربیت و سیاست و اجتماعیات است.

این کتاب ده بخش دارد به نام های: عدل، احسان، عشق، تواضع، رضا، ذکر، تربیت، شکر، توبه، مناجات و ختم کتاب.

سعدی این کتاب را که حدود چهارهزار بیت دارد به نام اتابک ابوبکر بن سعد کرده است.

2- گلستان، شاهکار نویسندگی و بلاغت فارسی است که سعدی آن را در سال 656 تألیف کرده است.

3- قصاید عربی، که حدود هفتصد بیت می شود و شامل موضوعات غنایی و مدح و اندرز و مرثیه است.

4- قصاید فارسی، در ستایش پروردگار و مدح و اندرز و نصیحت بزرگان و پادشاهان معاصر سعدی است.

5- مراثی، شامل چند قصیده بلند در رثای مستعصم بالله -آخرین خلیفه عباسی که به فرمان هلاکو کشته شد- و نیز مرثیه هایی برای چند تن از اتابکان فارس و وزرای آن زمان است.

6- ملمعات و مثلثات و ترجیعات: که شمال اشعاری در قالب های خاص مانند
ترجیع بند و ... است.

7- غزلیات، که خود شامل چهار بخش است؛ طیبات، بدایع، خواتیم و غزلیات قدیم.

8- مجالس پنجگانه، این کتاب به نثر است و در بردارنده ی خطابه ها و سخنرانی های سعدی است.

هر چند موضوع آن ارشاد و نصیحت است اما از لحاظ جوهر نویسندگی به پای گلستان نمی رسد.

9- نصیحة الملوک، در پند و اخلاق و چندین رساله ی دیگر به نثر در موضوعات گوناگون.

10- صاحبیه، که مجموعه چند
قطعه فارسی و عربی است و بیشتر آنها در ستایش شمس الدین صاحب دیوان جوینی وزیر دانشمند دوست عصر اتابکان است و به همین دلیل آن را "صاحبیه" نامیده است.

11- خبیثات، مجموعه ای است از اشعار هزل آمیز، که هر چند اغلب آنها خوشایند نیست ولی چند غزل
و رباعی دارد که نمونه ای از لطیفه های آن دوران هستند و از این جهت قابل بررسی اند.

مجموعه ی این آثار "کلیات سعدی" نامیده می شود. که تحت همین عنوان بارها بارها چاپ شده است.

نمونه آثار

نمونه ی شعر از "بوستان"

سگی پای صحرانشینی گزید
به خشمی که زهرش ز دندان چکید

شب از درد بیچاره خوابش نبرد
به خیل اندرش دختری بود خورد

پدر را جفا کرد و تندی نمود
که آخر تو را نیز دندان نبود؟

پس از گریه مرد پراگنده روز
بخندید کای مامک دلفروز

مرا گر چه هم سلطنت بود بیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش

محالست اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندربرم

توان کرد با ناکسان بدرگی
ولیکن نباید ز مردم سگی

نمونه ای از غزل سعدی

شب عاشقان بی​دل چه شبی دراز باشد

تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت

به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رویت

که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنایت نگهی به سوی ما کن

که دعای دردمندان ز سر نیاز باشد


مقاله ۲ - استاد سخن، سعدی شیرازی

تولد

ابومحمد، شرف الدین ملقب به افصح المتکلمین، با تخلص سعدی از بزرگ ترین شاعران ایران است، که آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده خود روشن ساخت. وی در سال 606 ق در شیراز و در میان خاندانی که همه از عالمان دین بودند، چشم به جهان گشود.

در اوان کودکی پدرخویش را از دست داد. در سایه حمایت های بزرگان خاندان به مکتب رفت و مقدمات علوم ادبی و دینی را در شیراز آموخت و پس برای تکمیل تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل پرداخت.

سعدی بعد از اتمام تحصیلات، سی سال از بهترین سال های عمرش را به سیر و سفر گذراند و حاصل آن، جهانی از آگاهی های تازه و آزمودنی های پُربَها بود که سرمایه سخن او گشت.

سعدی، آموزگار تمامی قرون

فرهنگ پربرکت اسلامی، در سایه عنایات الهی و تعلیمات ارزنده نبوی، طی قرن های متمادی، بزرگانی را در دامن خود پرورده که چون خورشیدهای درخشان، در زمینه های گوناگون علم و ادب و هنر واخلاق، فضای انسانیت را نورافشان نموده اند.

شیخ بزرگوار، سعدی شیرازی یکی از این بزرگان است که گذشته از جنبه های ظاهری نوشته های ارزنده وی، عطر جنبه های معنوی کلام او که حاوی بهترین راهنمایی های واقع گرایانه برای برخورداری از زندگی سعادتمندانه است، مشام جان عالمیان را خوشبو ساخته و به قیاس همین آثار است که سعدی را به حقیقت باید یک حکیم بزرگ اجتماعی دانست.

 ویژگی های ظاهری و معنوی کلام سعدی، طی چند قرن موجب دوام تسلط اندیشه او بر عقل و روان فارسی زبانان جهان گردیده است، به نحوی که باید او را معلّم و مربّی تمامی قرون و اعصار بنامیم.

سعدی و معرفت کردگار

ندای توحید و دعوت به شناخت حق تعالی و فراخواندن مخاطبان به بندگی و اطاعت کامل از پروردگار، از ویژگی کلام سعدی است. او همواره می کوشید که آثارش صحیفه معرفت و شناخت الهی و نمودار نشانه های حقّ تعالی باشد.

سعدی در این راه، از روش قرآن کریم استفاده نموده و با توجه دادن مخاطبان به مظاهر شگفت انگیز هستی، نظم جهان آفرینش و هدفداری پدیده های خلقت، این رسالت ارزنده را انجام داده است. تسبیح کائنات و آمد و شد خورشید و پویایی و کارگری باد و ابر و باران، شکوه کوهساران و دریاها و درختان، مرغان نغمه خوان و... ، آرمان شعر سعدی را در شناخت خداوند تشکیل می دهد.

وی همچنین به وظیفه اصلی انسان که بندگی و خلوص نیت و انجام اعمال نیک است، اشاره می کند.

معرفت در شعر سعدی

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش ازل بر در و دیوار وجود هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند نه همه مُسْتمعی فهم کند این اسرار
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار
که تواند که دهد میوه الوان از چوب یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار
پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار

گلستان سعدی

در نظر بسیاری از استادان ادبیات فارسی، درگذشته و حال زیباترین نثر فارسی در بیان مسایل اجتماعی و اخلاقی کتاب گلستان سعدی است که در عین شیوایی و رسایی، هیچ گونه کلام زایدی ندارد. به گفته جامی، شاعر نامدار ایرانی، آن را «نه گلستان، که روضه ای زبهشت» باید دانست.

در این کتاب که تصویری از دنیای واقعیت هاست، چهره عاطفی و اخلاقی انسان ها، آن چنانکه هستند، در قالب داستان هایی دل نشین و مزیّن به آیات قرآنی و احادیث نبوی، همراه با اشعار فارسی، عربی و در نهایت بلاغت و شیوایی به نگارش در آمده است. خود سعدیِ شیرین سخن چه زیبا سروده است:

به چه کار آیدت ز گل طبقی ز گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد وین گلستان همیشه خوش باشد

بوستان سعدی

منظومه بوستان که زاده خیال و جهان آرمانی و مطلوب سعدی است، آکنده از نیکی، ایمان، پاکی و صفاست. در این گلزار، شاعر با گشودن ده باب به روی کسانی که قصد سیر و سیاحت در این فضای معنوی دارند، آنان را به شهر آرمانی ای رهبری می کند که در چشم انداز زیبای آن، انسان بر اوج قلّه آدمیت بر می آید و از هر چه پستی و نامردمی است، پاک می شود.

برای مثال، یک جوانمرد که خود تنگ دست است، برای آنکه زندانی بینوایی را از بند طلبکار نجات دهد، ضامن او می شود. بعد او را فراری می دهد و خودش به جای او سال ها در زندان می ماند. سعدی در بوستان خویش می کوشد که هر چه زشتی و بدی را از عرصه این جهان بزداید و در همه جهان، جز نیکی و زیبایی چیزی باقی نگذارد. از دیدگاه وی، حتی ستمکاران از گرایش به نیکی خالی نیستند.

غزل های سعدی

سعدی بسیاری از اندیشه ها، باورها، عقاید و احساسات خود را در قالب غزل بیان کرده است و عواطف درونی خود را، صاف و صمیمی با خوانندگان در میان می گذارد. غزل های سعدی، حاکی از سوز و گُداز او در عشق است. عشق سعدی، هم به تمامی مخلوقات و هم به آفریدگان او اظهار می شود؛ چنانکه خود او می گوید:

به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

درباره محتوای غزلیات سعدی می گویند: غزل های سعدی، وصف عشق و مستی و محبت است. از غزل های او برمی آید که او مرد عشق است... و تار و پُودِ وجودش با عشق بافته شده است. سخن بیرون از عشق را قیل و قال می خواند و عشق ورزی را هنر خود.

کسان عیب کنندم که عاشقی همه عمر کدام عیب که سعدی خود این هنر دارد

دکتر عبدالحسین زریّن کوب درباره عشق سعدی می گوید: عشق او در حقیقت اخلاق و تقواست، درد و سوز و گذشت و تسلیم است. چنان از خودپرستی به دور است که در آن، از عاشق و خواستِ او نشانی نیست. از اینجاست که هیچ چیز معنوی تر، اخلاقی تر و روحانی تر از عشق وی نمی توان جُست.

قطره ای از دریای پندهای سعدی

ثمرِ صبر

اگر بمانند کوه پایدار باشی و در برابر سیلِ حوادث سهمگین روزگاران، بسان کوه استوار بمانی، به شکوه و هیبت و عظمتی عظیم دست خواهی یافت.

اگر پای در دامن آری چو کوه سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

صورت یا سیرت

ای عزیز، برآن باش تا به سیرتی نیکو دست یابی؛ که راستی قامت را قدر و منزلتی نباشد، کافران و مُنکران خداوند نیز به ظاهر مانند ما باشند.

ره راست باید نه بالای راست که کافر هم از روی صورت چو ماست

حفظ سِرّ

ای خردمند، راز دلِ خویش را همیشه نگاه دار و هیچگاه آن را فاش مساز؛ زیرا چون راز بر زبان آید و سِرّ فاش گردد، با هیچ بند و سلسله ای نمی توان آن را به زندان دل بازگردانید.

دلت ای خردمند، زندان راز چو گفتی نیاید به زنجیر، باز

رسم ناجوانمردی

بدی را به بدی پاسخ دادن آسان است و راه و رسم ناجوانمردان. اگر از فتوّت و مردانگی بهره مندی، به آن که درباره تو بد کرد، احسان و محبّت نمای.

بدی را بدی سهل باشد جزا اگر مردی اَحْسِن اِلی مَن أَساء

سعدی از نگاه دیگران

سعدی در کلام دکتر حسین رزمجو

دکتر حسین رزمجو، یکی از ادیبان کشور درباره سعدی چنین می گوید:«شیخ اَجل سعدی، در هنر نویسندگی و شاعری روشن تر از آن است که احتیاج به شرح و تفصیل بسیار باشد. او از جمله معدود شخصیت های ادبی است که نه تنها در قلمرو زبان فارسی از شهرتی کم نظیر برخوردار است؛ چنانکه خاص و عام او را می شناسند، بلکه در خارج از ایران در عرصه ادبیات جهان چهره ای شناخته و آشناست. این شهرتِ عالمگیر، در واقع مصداقی است بر این سخن او که فرموده است:

زمین به تیغ بلاغت گرفتی ای سعدی سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست
بدین صفت که در آفاق شعر تو رفت نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست

آثار باقی مانده از سعدی، بهترین گواه بر این واقعیت است که او نه تنها شاعر و نویسنده ای است توانا و کم نظیر، بلکه فرزانه ای است خردمند که در علوم دینی و اخلاقی و حکمت عملی و عرفان و سیاست و شناخت اجتماع، صاحب نظر است».

سعدی در کلام محمدعلی فروغی

دکتر محمدعلی فروغی درباره سعدی می گوید:«سرافرازانه می گویم که قوم ایرانی، در هر رشته از علم و حکمت و ادب و هنرهای دیگر، فرزندان نامی بسیار پرورانده است؛ ولیکن اگر هم به جز سعدی کسی دیگر نپرورده بود، تنها یکی برای جاوید کردن نام ایرانیان بس بود. مدّاحی از شیخ سعدی را زبان و بیان خود او باید، امّا هیهات که چشم روزگار دیگر مانند او ببیند. هفتصد سال از زمان او می گذرد و نه تنها مانند او ظهور ننموده، بلکه نزدیک به او هم کم کسی دیده شده است».

سعدی در کلام ارنست رنان

اِرنِست رِنان، زبان شناس و نویسنده فرانسوی درباره سعدی می گوید:«سعدی، واقعا یکی از نویسندگان ماست. ذوق سلیم و تزلزل ناپذیر او، لطف و جذبه ای که به روایاتش روح و جان می بخشد، لحن سُخریه آمیز و پرعطوفتی که با آن معایب و مفاسد بشریت را گوشزد می کند، این همه اوصاف که در نویسندگان شرقی به ندرت جمع می آید، او را در نظر ما عزیز می دارد».

سعدی از نگاه باریه دومنار

باریه دومنار، مترجم بوستان سعدی به زبان فرانسوی، درباره نفوذ سعدی در اروپا می گوید: «از تمام گویندگان شرقی، سعدی تنها شاعری است که مورد درک و دریافت اروپاییان قرار گرفته است... و علت این افتخار و اعتبار او این است که سعدی در گلستان جامع تمامی صفاتی است که جمال شناسی نوین خواستار آن است».

منابع اندیشه های سعدی شیرین سخن

قرآن کریم در کلام سعدی

قرآن کریم، کتاب اخلاق، تربیت، حکمت و خلاصه، چشمه جوشان علم و معرفت است. سعدی در دو کتاب گلستان و بوستان از این منبع عظیم و پربها، گاه به صورت اشاره به مضامین قرآنی و گاه به صورت نقل عین آیه ها، به خوبی استفاده نموده است. از دیدگاه سعدی، علمی که با عمل توأم نباشد، ادّعایی بیش نیست و «عالم بی عمل، همانند چهارپایی است که بر او کتاب بار کرده باشند و او از این محموله، درکی جز سنگینی آنها ندارد»:

نه محقق بود نه دانشمند چهارپایی بر او کتابی چند
آن تهی مغز را چه علم و خبر که بر او هیزم است یا دفتر

همچنین از دیدگاه سعدی، نادانی که از روی جهل سرگردان است، بر دانشمند بی تقوا برتری دارد.

عامی نادان پریشان روزگار بِهْ ز دانشمند ناپرهیزگار
کان به نابینایی از راه اوفتاد وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد

تشبیه علم به نور، جهل به تاریکی، نادان به نابینا و عالم به بینا، به صورت های گوناگون در قرآن آمده است.

تأثیر نهج البلاغه بر کلام سعدی

بعد از قرآن مجید، نهج البلاغه، به صورت کلامی نافذ و پرمعنا و گنجینه ای از علم و معرفت، بر بزرگان و رهروان مکتب، تأثیر به سزایی داشته، و سعدی هم از این رهگذر بی بهره نمانده است. وی از کلام دل نشین حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه به صورت های مختلف بهره گرفته است.

سعدی معتقد است انسان را می توان ازنحوه سخن گفتنش شناخت و به عالِم یا جاهل بودن وی پی بُرد.

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد

امام علی علیه السلام در این باره فرموده اند:«سخن بگویید تاشناخته شوید، که مرد زیر زبانش نهفته است».

علم در نگاه سعدی

علم مورد تأیید سعدی، علم همراه عمل است. این مطلب با عبارات گوناگون مورد توجه او بوده است. «هر که علم خواند و عمل نکرد، بدان ماند که گاو راند و تخم نیفشاند».

یا «یکی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت: به زنبور بی عسل». این برداشتی است از کلام امام علی علیه السلام که رابطه علم و عمل را این گونه بیان نموده است: «دانش، با عمل و کوشش همراه است. دانشمند به عمل دست می زند و علمش را با عمل همراه می سازد. علم دارنده اش را به عمل صدا می کند، اگر پاسخش گفت و عمل کرد، خوب است؛ و گرنه آن علم از عالم می گریزد».

تأثیر حدیث در کلام سعدی شیرازی

بعد از قرآن کریم، احادیث و روایات نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصوم علیهم السلام ، از ارزشمندترین راه حل های مسایل اجتماعی، اخلاقی و تربیتی مسلمانان است. سعدی از این منبع غنی اسلامی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم بهره ها گرفته است؛ از جمله:

صاحب دلی به مدرسه آمد ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق است؟ تا اختیار کردی از آن این فریق را
گفت آن گلیم خویش می برد ز موج وین جهد می کند بگیرد غریق را

در نگرش سعدی، عالم بر عابدی که تنها به فکر نجات خویش است، برتری دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره فرموده است: «برتری عالم بر عابد، مانند برتری ماه شب چهارده است بر ستارگان دیگر». همچنین امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید: «عالمی که از علمش بهره برد، از هفتاد هزار عابد بهتر است».

وفات

اُستاد سخن، سعدی، پس از سفری طولانی که حدود 34 سال به طول انجامید، به زادگاه خویش، شیراز بازگشت و با جهانی از دانش و تجربه، به راهنمایی مردم همّت گماشت. او در سال 691 ق، پس از عمری پربرکت، در زادگاه خویش به دیدار معشوق شتافت و زندگی جاودانه آغاز کرد. تا جهان بر پاست، دو گوهر نظم و نثر او چون خورشید روشنی بخش در آسمان ادب فروزنده می ماند.

چراغ عشق تا پایان عمر سعدی در دلش روشن بود و این خود بی شک احساس واقعی بود که می گفت:

ز خاکِ سعدی بیچاره بوی عشق آید

 

 

هزار سال پس ازمرگ او اگر بویی 

 

دنیای حرفه و فن www.herfe-rszy.com

منابع: دانشنامه رشد - پایگاه حوزه

پدیدآورنده: لیلا تفقّدی

@ محسن سالاری سه شنبه 31 فروردین1389 |

Pichak go Up