تبليغاتX
به دنیای حرفه و فن خوش آمدید...........تحقیق، اقدام پژوهی، نمونه سوالات آموزش حرفه و فن اول، دوم و سوم راهنمایی، مقالات آموزشی و تربیتی، کاردستی، ضرب المثل، طرح مشبک و معرق، پاورپوینت حرفه و فن، خاطره، طرح درس حرفه و فن، شعر، آشنایی با مشاغل و رشته های تحصیلی، مدارهای الکتریکی و الکترونیکی، جدول، روش تدریس، داستان كوتاه، اطلاعات علمي، طنز و کاریکاتور، عکس، فوت و فن معلمی، مشاهیر ایران و جهان، دانستني های حرفه و فن، جمله های زیبا، یزدشناسی.... در بهترین و بزرگترین وب سایت حرفه و فن ایران
دنیای حرفه و فن - عطر بهار - داستانک

بهارسوز ملايم ولي موذي آخر اسفند باعث شد تو خودش جمع شه. مسيرشو از وسط خيابون سريع عوض كرد و رفت سمت پياده‌رو. تو اين روزها بيشتر دوست داشت همه جا رو پياده گز كنه و تو خيالاتش گم شه. كمي گردوخاك جلوي پاش ريخت. به بالا نگاهي انداخت. مردي با اشاره دست ازش معذرت‌خواهي كرد. با لبخندي بهش جواب داد و با خودش تكرار كرد: اين روزها همه مشغول خونه تكوني هستن و از پيچ كوچه گذشت. در حياط رو باز كرد و وارد خونه شد. همه جاي خونه تميزتميز شده بود و خستگي چند روز كاري رو از وجودش مي‌برد. حتي چشاش هم از خوشحالي برق مي‌زد. فقط اتاق ته راهرو مونده بود و وسايل قديمي. همه يادگاري‌ها كه هميشه آخر سر براشون كلي وقت مي‌ذاشت. كارارو كه تموم كرد سراغ آلبوم‌هاي قديمي رفت و شروع كرد عكس‌ها رو نگاه كردن. به عكس‌هاي نوروز كه رسيد برق شادي رو تو چشم خودش ‌و همه كساني كه تو عكس بهش زل زده بودن مي‌ديد. حالا خيلي‌ها بودن و خيلي‌ها هم نه و فقط خاطراتشون مونده بود و بس. بيشتر دقت كرد. با خوشحالي زايد‌الوصفي تند و تند عكس‌ها رو ورق زد و حس خوبي بهش دست داد. تو همه عكس‌ها عطري مشترك فضا رو پر كرده بود.  ريه‌هاشو از اون عطر پر كرد و از عطرش مست شد؛ از عطر بهار. منبع: جام جم، بهاره سديري

@ محسن سالاری جمعه 28 اسفند1388 |

Pichak go Up