خاطره ای از یک معلم ژاپنی درباره دانش آموز ایرانی اش
دیدار با یک دختر ایرانی که او را بر حسب اتفاق به کلاس من آوردند، سبب شد که نخستین جرقه آموزش شناخت ملت ها و فرهنگ های جهان به دانش آموزانم در من پدید آید.
در سال ۱۹۸۸ آموزگار پایه سوم دبستان ایچی کاوا بودم. روزی مدیر مدرسه دختر ایرانی را به کلاسم آورد و او را به من و دانش آموزان کلاس معرفی کرد. رفتار با وقارانه و بزرگ منشانه این دختر در مدرسه و در بین۱۳۰۰دانش آموز ژاپنی، تحسین همگان را بر انگیخته بود. با وجود آن که ژاپنی را بسیار کم بلد بود، اما می توانست در کلاس با ما ارتباط برقرار کند. در تمام مدتی که این دختر در ژاپن زندگی می کرد، شاد و خوشحال به نظر می رسید.
او در مدتی کمتر از یک سال زبان ژاپنی را به خوبی آموخت و تاثیر بسیار خوبی بر شاگردان کلاس گذاشت. پیش از آشنایی با این دختر، گمان می کردم که زنان ایرانی کم حرف و محجوبند، زیرا دیده بودم که آن ها چهره خود را در حجاب پنهان می کنند، اما رفتار وی سبب شد که دیدگاه من نسبت به ایرانی ها دگرگون شود. او اعتماد به نفس زیادی داشت و با افتخار و سربلندی افکار و اندیشه های خود را بیان می کرد.
شخصیت او مرا شگفت زده می ساخت، به ویژه آن که چنین رفتاری به ندرت از دانش آموزان ژاپنی سر می زد. همچنین پیش از آن که این دختر ایرانی به کلاس مان بیاید، دانش آموزانم خارجی ها را با تعجب و کنجکاوی می نگریستند یا آن که آنها را مایه سرگرمی خود می دانستند! اما حضور او در کلاس، سبب شد که جهل و تعصب کودکان نسبت به خارجی ها از بین برود.
آن دختر پس از دو سال به کشورش باز گشت، اما به گمان من دانش آموز ایرانی منبعی زنده و الگوی خوبی برای آموزش شناخت ملت ها و فرهنگ های بیگانه به شاگردان کلاسم بود، زیرا برای کودکان ژاپنی این امکان را به وجود آورد که خصوصیات انسانی شان شکوفا تر شود. این اتفاق باعث شد که من در شناساندن ملت ها و فرهنگ های گوناگون به شاگردانم به فکر فرو بروم. بنابراین وقتی که در سال۱۹۹۰به دبستان یاهاتا منتقل شدم، رفته رفته آموزش شناخت ملت ها را آغاز کردم.
آموزش های من بر پایه سه محور اصلی دیدار با خارجی ها، آشنایی با ارزش ها و پدیده های گوناگون، پرورش مهارت های زندگی و ارتباطی در دانش آموزان و بازدید های دانش آموزان از مکان ها و محله های خارجی استوار بود. آموزش های من سبب شد که کودکان ژاپنی با فرهنگ ها و ملت های گوناگون آشنایی پیدا کرده و قابلیت آن ها برای درک و هم زیستی با بیگانگان پرورش یابد. هم اکنون شاگردان من خود را جزیی از جامعه بین المللی می دانند و ارتباط با خارجی ها برای آنان شادی بخش است.
دنیای حرفه و فن www.herfe-rszy.blogfa.com
نویسنده: یاناگاوا کوئیچی، ترجمه: فاطمه بزرگ سهرابی
منبع: نشریه نگاه
برچسبها: خاطرات مدرسه, معلم, دانش آموز, کلاس درس, ژاپن

