تبليغاتX
به دنیای حرفه و فن خوش آمدید...........تحقیق، اقدام پژوهی، نمونه سوالات آموزش حرفه و فن اول، دوم و سوم راهنمایی، مقالات آموزشی و تربیتی، کاردستی، ضرب المثل، طرح مشبک و معرق، پاورپوینت حرفه و فن، خاطره، طرح درس حرفه و فن، شعر، آشنایی با مشاغل و رشته های تحصیلی، مدارهای الکتریکی و الکترونیکی، جدول، روش تدریس، داستان كوتاه، اطلاعات علمي، طنز و کاریکاتور، عکس، فوت و فن معلمی، مشاهیر ایران و جهان، دانستني های حرفه و فن، جمله های زیبا، یزدشناسی.... در بهترین و بزرگترین وب سایت حرفه و فن ایران
دنیای حرفه و فن - اعتماد به نفس کلید موفقیت

مقاله ۱ - سال های طلایی را از دست ندهید

نکات زير را بخوانيد و در هنگام رشد فرزندتان به کار بريد:

1- در زمان گذشته، مردم بر اين باور بودند که ميزان هوش ثابت است و هر آنچه از پدر و مادر خود به ارث برده شود ، همان است، ولي امروزه مي گويند سطح هوش برحسب محيط تغيير مي پذيرد و اگر شما بتوانيد حواس فرزند خود را تحريک کنيد ، سطح هوش و استعداد او را افزايش مي دهيد.

2- تحريکات به موقع در نظر کودک مي تواند باعث تغييرات در اندازه و اعمال شيميايي مغز ايجاد کند ، آزمايش روي هزاران حيوان منجر به اين نتيجه شد که حتي حيواناتي که از طريق نژاد خود کم هوش بودند با تحريکات لازم از حيوانات نژاد باهوش جلوتر افتادند و اين آزمايش روي موش ها انجام شد و کاملاً جواب مثبت داد ، به طوري که در دو دسته از موش ها که يک دسته از آنها مورد تحريکات حسي قرار گرفتند ، خيلي باهوش تر شدن و حتي تعداد سلول هاي مغز آنها نيز افزايش يافت.

3- بدانيد ارتباط بين وراثت و محيط بسيار پيچيده است و محيط خوب مي تواند باعث رشد و شکوفايي و باروري هوش گردد و استعدادهاي ژنتيکي را به فعليت رساند. چنان که اگر فرد با استعدادي مثل «اديسون» هم به دنيا بيايد اگر محيط پويا نداشته باشد، شايد عقب افتاده گردد.

4- در سنين اوليه ، محيط اثرات خيلي سريع تر و بيشتري در مغز کودک دارد و اثر آموزش در دوران کودکي با سنين بالاتر تفاوت دارد و از اين جهت است که مي گويند تا سن چهار سالگي نصف ظرافت فکري کودک رشد کرده است و تا سن هشت سالگي حدود 70 تا 80% آن رشد کرده است و ميزان هوش يک فرد نهايت تا هجده سالگي رشد دارد. و طبق نظريه دانشمندان ميزان هوش يک کودک در چهار سال اول به اندازه سيزده سال بعد از آن است، پس وظيفه شما همان دوران کودک خيلي مهم و کارساز است.

هيچ وقت به کودکان تيز و کنجکاو و توانمند ، شيطان نگوييد ، بلکه در صدد باشيد تا از همه استعداد آنها در جهات مختلف، مثل بازي، نقاشي، کار کردن استفاده کنيد.

5- بهترين سنين آموزش خواندن و نوشتن بين 4 تا 5 سالگي ست و بايد به طور غيرمستقيم و با شوق و علاقه باشد و لازم است که کودک هر آنچه را دوست دارد بياموزد و هرگز اين موقعيت هاي بسيار حساس را از دست ندهيد ، ولي باز تأکيد مي شود آموزش به سيستم خشن و خشک کارآمد نيستند.

6- فجيع ترين اشتباه  اين است که بگوييم نبايد کودک قبل از شش سالگي آموزش ببيند؛ زيرا بهترين دوران طلايي را از دست داده ايم.اما آموزش سخت و شديد تاثير منفي دارد.

7- هيچ وقت به کودکان تيز و کنجکاو  توانمند ، شيطان نگوييد ، بلکه در صدد باشيد تا از همه استعداد آنها در جهات مختلف، مثل بازي، نقاشي، کار کردن استفاده کنيد و حتي از ابتداي کودکي در صدد تحريک کودک باشيد. مثلاً شما اگر به يک کودک پنج روزه يک شيء قرمز نشان دهيد او را تحريک مي کنيد.

8- بدانيد فرزند عزيز شما استعداد و غريزه شايستگي و صلاحيت را دارد و اين يک ميل باطني ست، فقط يک مانع دارد، آن هم شما هستيد ، اگر بد برخورد نماييد مانع هستيد.

هرچه بيشتر طفوليت انسان ها را مورد بررسي قرار دهيد ، به اين نتيجه مي رسيد که اين سنين فقط جنبه رشد را نبايد در نظر گرفت، بلکه زمان فعال سازي و کسب آموزش و معلومات مي باشد و کودکي خوش شانس خواهد بود که اطلاعات و تجربيات زيادي کسب کرده باشد.(اما به روش کودکانه) در اين صورت زندگي فرد باهوش و مسلطي خواهد شد.

پس سعي کنيد حداقل روزي دو ساعت کلاس آموزش غيرمستقيم همراه با شادي براي فرزند خود بگذاريد ، کلاس ها با زمان کوتاه ولي لذت بالا باشد.

با او بگوييد ، بخنديد ، بازي کنيد ، کشتي بگيريد ، توپ بازي کنيد ، با آب بازي کنيد حتي اگر فرزند شما خيلي کوچک باشد، اين کلاس ها ثمر بزرگي در پيش برد او خواهد داشت و فقط آنچه مهم است احساس لذت و شادي را به وجود آوردن است که کودک شوق يادگيري در او زياد شود و اصلاً فکر تنبيه يا محروميت هم نکند که، مادر به او بگويد: اگر انجام ندهي قهر مي کنم يا غذا نمي خوريم!

9- اگر کودک شما هر روز مي خواهد اشياء يا اسباب بازي جديدي داشته باشد ، به معني آن نيست که مي خواهد جيب شما را خالي کند ، بلکه به دليل آن است که مي خواهد اشياي جديدتري را تجربه کند و در حقيقت توانايي دريافت او از اشياي جديد زياد است. البته اين، هنر پدر و مادر بودن است که ، هم اسباب بازي هاي خوب و کارآمد تهيه نمايند و هم پول کمتري خرج کنند. ما هيچ وقت نمي خواهيم بگويم شما هر روز يک اسباب بازي گران قيمت تهيه کنيد و فرزندتان همه را خراب کند و دوباره يکي ديگر بخريد، نه... اينگونه نيست! شما امروز يک پازل حيوانات خريده ايد و فردا به پارک مي رويد، کوک خود را بر اسب سوار مي کنيد و روز ديگر به خانه اقوام مي رويد بلبلي را در قفس تماشا مي کند، اينها همه مي توانند فضاي اطلاعات او را زياد کند و هزينه زيادي هم در بر نداشته باشد.

10-شايد شنيده باشيد که مي گويند اگر کودکي در محيط خانواده شاد و صميمي و گرم و دوست داشتني پروش يابد، دامنه هوشي او مي تواند از 5 تا 8 نمره افزايش يابد و يا برعکس، زندگي در يک خانه مستبدانه، سرد و بي روح مي تواند دامنه هوش او را کاهش دهد.

 منبع : کتاب چگونه فرزند با هوش و خلاق داشته باشيم

 

مقاله ۲ - اعتماد به نفس ارثی نیست !

زمانی كه كودكی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران كاری را آغاز كند و بكوشد تا آن را به اتمام برساند ، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. كودك از همان ابتدا كه شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌كند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی كه كودك به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد كه بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود ، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد كه قادر به انجام كارهای بی‌شماری است.

یكی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس كودكان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی كه اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر كودك ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی كسب كند، ترسو، كم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت.

گاهی والدین با توجهات افراطی خود ، مانع از رشد عاطفی و شناختی كودك می‌شوند.

 از آنجایی كه مادر و یا مربی كودك، تماس بیش‌تری با نیازهای جسمی ـ روانی او دارد ، می‌تواند تأثیر بیش‌تری در خوی و منش وی بگذارد. مادرانی كه بیش از اندازه به فرزندان خود توجه می‌كنند و انجام وظایف كودك را به عهده می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند كه او در حد توان خود مسئولیت بپذیرد ، فرزندان آن هادر آینده احتمالاً دچار مشكلات و مسائل گوناگون خواهند شد. در این باره، لویی (روان شناس)، مادران را به دو دسته تقسیم می‌كند:

الف) مادرانی كه فرزندان خود را بسیار نازپرورده بار می‌آورند و هیچ محدودیتی برای آنان قائل نمی‌شوند، هیچ كنترلی نیز بر خواسته‌ها و انتظارات كودك نخواهند داشت. این دسته از كودكان تصور می‌كنند كه هر چه بخواهند باید به سرعت مهیا شود و همه را در خدمت نیازهای خود می‌دانند. به طور كلی توجه و وابستگی بیش از اندازه‌ی مادر می‌تواند موجب كاهش اعتماد به نفس كودك شود. ویژگی‌های این دسته از كودكان، تندخویی، پرخاشگری، پرتوقعی و جنجالی بودن آن‌هاست.

ب) گروه دوم، مادرانی هستند كه از شدت كنترل، اجازه‌ی هیچ‌گونه عمل و تصمیم‌گیری به فرزندان خود نمی‌دهند. این دسته از كودكان نیز دچار ضعف اعتماد به نفس شده، احساس بی‌كفایتی و عدم شایستگی می‌كنند. این گروه فرمانبردار، ‌مطیع و منفعل هستند.

اگر كودك در خانواده‌ا ی كه سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود ، با مشكلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود ، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

به طور كلی، فرزندان هر دو گروه از مادران دچار كاهش عزت نفس و اعتماد به نفس هستند و نمی‌توانند ارتباطات اجتماعی مناسبی با سایرین برقرار كنند. اریك فروم یكی از روانشناسان معاصر معتقد است، «میزان ارتباط والدین با كودك اهمیت چندانی ندارد، آن چه مهم است كیفیت روابط است».

برای داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس بالا ، خوب است به نكات زیر توجه كنند:

1ـ پیش‌بینی‌های منفی

 اگر والدین معتقد باشند كه فرزندشان توانایی انجام تكلیفی را ندارد و حتماً نیازمند كمك آنهاست، به طور یقین این طرز نگرش آن ها، بر عملكردِ فرزندشان تأثیر می‌گذارد و به تدریج باعث می‌شود كه فرزندشان نسبت به توانایی‌ها و استعدادهای خود شك كرده و مدام به شكست بیاندیشد.

2ـ توقعات نامعقول بیش از اندازه

 بعضی از والدین توقعات و خواسته‌هایی بیش از توانِ فرزندانشان دارند و گاهی فراموش می‌كنند كه معیارهای بزرگسالان با كودكان تفاوت دارد. در صورتی كه خوب است والدین معیارهای خود را براساس توانایی‌های فرزندانشان پایه‌ریزی كنند.

3ـ هیچ‌گاه فرزندانتان را بر یكدیگر ترجیح ندهید

 كودكان با یكدیگر متفاوتند و شكی در تفاوت بین آنها نیست؛ اما بین آنها تبعیض قائل نشوید و یكی را بر دیگری ارجح ندانید. برای مثال، زمانی كه یكی از فرزندانتان موفقیتی كسب می‌كند و دیگری شكست می‌خورد ، دلیل نمی‌شود كه موفقیت او را دائم به رخ فرزند دیگرتان بكشید؛ زیرا این كار موجب دلسردی، سرشكستگی و كاهش اعتماد به نفس او می‌شود.

4ـ منطقی باشید

بسیاری از والدین بهترین امكانات و شرایط را نه تنها برای خود ، بلكه برای فرزندانشان نیز می‌خواهند و توقع دارند كه كودكان، بر پایه‌ی خواسته‌ها و انتظارات آنها گام بردارند. در صورتی كه بهتر است این نحوه‌ی نگرش خود را تغییر داده و به كودك بگویند: «مهم این است كه نهایت سعی خود را بكنی. موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست، بلكه تلاش و سعی تو در راه رسیدن به هدف مهم است.»

5ـ توقعات دو طرفه

 شعار بسیاری از والدین این است «آن كاری كه می‌گویم بكن، نه آن كاری كه می‌كنم»، برای نمونه، مادری از فرزندش می‌خواهد كه وسایلش را جمع كرده، ‌اتاق نشیمن را شلوغ نكند؛ در حالی كه لباس‌ها و وسایل خودش گوشه‌ی اتاق ریخته است. در چنین شرایطی كودك احساس می‌كند كه ارزش او در خانواده كم‌تر از دیگران است. پس اول خودتان عمل کنید و بعد از فرزندتان بخواهید.

 منبع : كتاب " پرورش اعتماد به نفس در كودكان و نوجوانان "

 نویسنده : ماندانا سلحشور

 

مقاله ۳ - پیشنهادهایی برای افزایش اعتماد به نفس

بسیار خوانده و  شنیده ایم كه اعتماد به نفس  در هر كس ، تصویرى است از همه ی زندگى گذشته او . اعتماد به نفس ، چیزى نیست جز مجموعه ی شكست ها و موفقیت هاى فرد و ارزیابى آنها و در نتیجه ، اعتماد به نفس ، تصویرى است كه هركس از خود دارد؛ تصویرى كه یك شبه حاصل نشده است و لذا یك شبه نیز نمى توان آن را دگرگون كرد.

در این جا نمى خواهیم درباره اهمّیت اعتماد به نفس و نحوه شكل گیرى آن سخن بگوییم ؛ بلكه مى خواهیم راهى براى بهبود و افزایش آن ارائه كنیم و پیشنهادهایى براى پدید آوردن اعتماد به نفس كامل عرضه نماییم.  اما قبل از بیان برخى دستورالعمل ها ، لازم است كه بر چند نكته تأكید كنیم.

اوّلین شرط افزایش اعتماد به نفس ، آن است كه دقیقاً با خودتان رویاروى شوید و ببینید كه خودتان را چگونه ارزیابى مى كنید ، چه نمره اى به خودتان مى دهید و كدام جنبه ی ویژگى خود را بیشتر یا كمتر مى پسندید . بدون چنین ارزیابى اى از خود و مواجهه با خویشتن ، هر كوششى نافرجام خواهد ماند.

دومین نكته آن است كه دریابید اعتماد به نفس یا تصویرى كه از خودتان دارید ، محصول سالیان گذشته زندگى شماست و به تدریج ، به چنین صورتى درآمده است ؛ بنابراین تغییر و اصلاح آن نیز نیازمند زمان و كوشش است . این سخن ، به معناى نومید ساختن افراد نیست؛ بلكه بدین معناست كه شناخت واقعیت ، در این جا بسیار ضرورى است . مهم آن است كه واقعیت را آن گونه كه هست ، بشناسیم و سپس در پىِ اصلاح آن برآییم .

سومین نكته آن است كه هر حركت ما و هر روز كه از زندگى ما مى گذرد ، مى تواند گامى به سوى كسب اعتماد به نفس كامل باشد . فراموش نكنید كه هنوز شخصیت آرمانى و فردایى شما آفریده نشده است ؛ چرا كه هنوز فردا در راه است . لذا همساز با زمان و زندگى مى توانیم الگوهاى شخصیتى خود را دگرگون كنیم و اعتماد به نفس مطلوب خود را كسب نماییم.

حال با توجه به این چند نكته ، توصیه هاى زیر مى توانند به شما كمك كنند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و تصویر مطلوب خود را بیافرینید.

1 . گذشته را بپذیرید؛ آینده را دگرگون كنید

گذشته را به هیچ وجه نمى توان تغییر داد؛ اما آینده را می توان . در حقیقت آینده چیزى نیست جز اندیشه هاى شما و كوشش براى آفریدن آنها و جامه ی عمل پوشاندن به آنها .

نخستین گام در جهت كسب اعتماد به نفس ، پذیرش همین واقعیت ساده است . از آن جا كه گذشته ، گذشته است و آن را به هیچ روى نمى توان دگرگون ساخت ، لذا نباید چندان دل مشغولِ آن بود . البته مقصود ، درس نگرفتن از خطاها و شكست هاى گذشته نیست (چرا كه این كار، خود، قدم بلندى است براى رشد خویشتن) ؛ بلكه مقصود آن است كه در بندِ گذشته نباشیم و آن قدر خطاهاى گذشته خود را بزرگ نكنیم كه ما را از دیدن آینده باز دارد .

به جاى این نگاه گذشته نگر ، مى توان عاقلانه به گذشته نگاه كرد و پس از ارزیابى آن ، بر آینده متمركز بود و وقت خویش را صرف چیزى كرد كه توان آفریدن و دگرگون ساختن آن را داریم . ما غالباً وقت و اندیشه خود را صرف گذشته مى كنیم و در همان فضا زندگى مى كنیم و در نتیجه ، آینده خویش را نیز براساس همان گذشته اى كه از آن گریزان هستیم ، مى آفرینیم؛ در صورتى كه باید این نگرش را تغییر داد و با نگاهى تازه، به خود و تجربیات گذشته خویش و قابلیت هاى خود نگریست . این كار ، در آغاز، دشوار مى نماید؛ امّا با كمى تمرین مى آموزیم كه صادقانه با خطاهای خود رو به رو شویم.

2 . محدودیت هاى خود را بشناسید

لازم نیست كه هریك از ما در همه ی زمینه ها سرآمد دیگران و به اصطلاح ، در همه عرصه ها نفر اول باشد . این كمال طلبى افراطى و این گونه انتظار داشتن از خویشتن ، ریشه در نشناختن خود دارد و آن روى سكه ی بى اعتمادى است.

كسى كه خود را در آینه واقعیت دیده است ، توانایى هاى خود را در كنار ضعف هاى خود ، پذیرفته است و به همین دلیل ، اعتماد به نفس پیشرفته اى دارد . براى مثال ، چنین كسى ممكن است خود را در ریاضیات ، فوق العاده ، در ادبیات ، متوسط و در ورزش ، ضعیف بداند . او با دانستن این سه واقعیت ، دیگر نه خود را مى فریبد و نه به خود لطمه مى زند؛ مى داند كه در كجا سرمایه گذارى كند و در چه مسائلى جولان دهد. امّا اگر شخصى بى آن كه ارزیابى درستى از خود داشته باشد ، بخواهد در همه عرصه ها نفر اول باشد ، بى شك در همه عرصه ها عقب خواهد افتاد .

یكى از كسانى كه نخست ، تصور غلطى از خود داشت و مى خواست در همه حال نفر اوّل باشد ، امّا بعدها توانست بر این خصلت كمال طلبىِ افراطى خود پیروز شود ، مى گوید :

من دل مشغول كیفیت زندگى ام هستم . مى خواهم سخت كار كنم؛ اما نمى خواهم كه در هر زمینه اى چنان سخت كار كنم كه هیچ كارى  خوب از آب در نیاید و من دچار احساس شكست خوردگى شوم.

بنابراین ، پذیرش محدودیت هاى خویش ، روى دیگر سكه ی شناخت و پذیرش توانایى و قابلیت هاى خویش است. پس با ضعف هاى خویش نیز چون قاضىِ عادل رفتار كنید ، یا به تعبیر بهتر ، همچون پزشكى باشید كه مى خواهد بیمارى را درمان كند . لازم نیست كه به خاطر وجود ضعفى در خود ، از خودتان متنفر باشید و به سبب آن ضعف ، خود را تحقیر كنید . كافى است بخواهید كه آن ضعف نباشد و درمان گردد . لذا همچون ناظر بى طرفى ضعف هاى خود را به همان اندازه كه اهمیت دارند ، ببینید و به تدریج آنها را برطرف سازید.

3 . نتایجى را كه مى خواهید ، مجسّم كنید

آرمانى را كه در ذهن خود دارید ، آینده اى را كه مى خواهید بیافرینید ، موقعیتى را كه مى خواهید كسب كنید و ...، دقیقاً در ذهن خود مجسم كنید و آنها را به صورت تصویرى بیافرینید . مقصود ، خیالبافى بى اثر نیست؛ بلكه هدف آن است كه تصویر روشنى از آنچه مى خواهید به دست آورید ، داشته باشید. این كار ، به شما كمك مى كند تا انرژى خود را بر آن هدف متمركز كنید .

فراموش نكنید كه رؤیاى امروز ، واقعیت فرداست و همه ی اختراعات ، نخست به صورت خیال و تصویر بوده اند . این برخوردِ تصویرى با همه ی آرمان ها و اهداف ، براى شما مفید است و یاریتان مى دهد تا كم كم ، زمینه هاى عینى دستیابى به آنها را فراهم سازید . شاكْتى گَوایْن ، نویسنده كتاب تجسم خلّاق مى گوید:
تخیّل ، توانایى آفریدن ایده اى یا تصویرى ذهنى در ذهن شماست . در تجسم خلّاق ، تخیل خود را براى آفریدن آنچه در آرزویش هستید ، به كار مى گیرید . سپس همواره بر آن ایده یا تصویر ، متمركز مى شوید و آن را تقویت مى كنید ، تا آن كه جامه ی واقعیت به تن كند و آنچه را خواسته اید ، به دست آورید .

بسیارى ، از این طریق توانسته اند به اهداف خود دست یابند. مهم این است كه شما ببینید چه تصویرى از اعتماد به نفس كامل دارید و سپس خود را در وضعى تصوّر كنید كه داراى آن ویژگى ها هستید. این كار، به تدریج به شما كمك مى كند تا اعتماد به نفس مطلوب خود را به دست آورید. اگر هم مى خواهید از شر خصلتى رها شوید ، خود را در حالتى تصور كنید كه از آن خصلت ، هیچ اثرى در شما نیست . همین تصویر و تكرار آن و انجام دادن تمرین هاى اصلاحى دیگر ، به شما كمك مى كند تا از آن خصلت ناخوشایند ، رها شوید . این كار ، خیالپردازى بى خاصیت نیست؛ بلكه واقعیّت روانشناختى پذیرفته شده اى است كه به بسیارى از افراد ، یارى رسانده است.

4 . درباره اهدافتان با خود گفتگو كنید

اهداف خودتان را به صورت جملاتى مشخص درآورید و آنها را به خودتان بگویید . این " به خود گویى" باید به صورت مثبت باشد . آدم بى هدف ، مانند مسافرى است كه وارد پایانه مسافربرى مى شود . گرچه در آن جا اتوبوس هاى فراوانى است ، امّا چون نمى داند به كجا مى خواهد برود ، نمى تواند سوار هیچ یك از آنها شود . هر كس باید اهداف خود را مشخص سازد و آن گاه ، آنها را به صورت جملات مثبت درآورد و مرتب براى خودش تكرار كند.

این كار ، چندان دشوار نیست . نخست براى خودتان اهداف واضح و معینى وضع كنید . این اهداف را به بلند مدت و كوتاه مدت تقسیم كنید ، آنها را بنویسید و آن گاه براى خود ، تكرار كنید و سپس در ذهن خود ، مجسم سازید و ذهن خود را بدان ها مشغول نمایید . این اهداف باید واقعى و معقول باشند؛ نه چندان بلند پروازانه و كمال طلبانه كه دسترسى به آنها ممكن نباشد ، و نه آن قدر پیش پا افتاده كه ارزش كوشیدن را نداشته باشند . كافى است هدف ، كمى دور از دسترس باشد ، تا نیرو و توان شما را بسیج كند .

این اهداف ، در آغاز مى تواند معقول ، كوتاه مدت و حتى ساعتى باشد . اهداف معقولى براى هر ساعت ، هر روز و هر هفته وضع كنید؛ اما اهداف بلند مدت نیز در ذهن خود داشته باشید . موفقیت در اهداف كوتاه مدت ، شما را براى دست یافتن به اهداف بلند مدت تر تشویق مى كند و انگیزه تلاش را در شما بیدار مى سازد . همواره این اهداف را به خود یادآورى كنید ، تا بخشى از ضمیر ناخودآگاه شما گردد و گوشه اى از شخصیت شما شود . شما با این كار ، خود را براى تحقق این اهداف ، شرطى مى سازید .

هنگامى كه مى خواهید اهداف خویش را به صورت جملات تأكیدى و مثبت درآورید ، به این نكات توجه داشته باشید:

الف) جملات را در قالب اول شخص مفرد درآورید ، مانند : من مى خواهم ...

ب) در جملات خود ، فعل مربوط به زمان حال را به كار ببرید ، مانند : من تصمیم دارم؛ من احساس مى كنم؛ و ...

ج) نتایج نهایى اى را كه مى خواهید به دست آورید ، توصیف كنید و بر جنبه مثبت هدف خود تأكید كنید ، نه جنبه منفى آن .

جدول زیر ، پاره اى جملات مثبت و تأكیدى را كه ممكن است در جهت بهسازى اعتماد به نفس شما مفید باشد ، ارائه مى كند.

من با اطمینان ، به استقبال تجربه هاى تازه مى روم .

من براى خودم فكر مى كنم و براى خودم تصمیم مى گیرم .

من دانش آموزى / دانشجویى هستم كه قادرم عضو ارزنده جامعه خویشباشم.

من سرشار از احساس آرامش و اعتماد به نفس هستم.

من قادرم عادات غذایى و رفتارى خودم را كنترل كنم.

من براى زندگى خود ، برنامه هاى دراز مدت و كوتاه مدّت دارم و همه آنها رااجرا مى كنم .

من از توانایى هاى خودم آگاه هستم و بدون احساس حقارت ، ضعف هاى خود را مىپذیرم .

بدین ترتیب ، مى توانید اهداف مربوط به جنبه هاى گوناگون زندگى خودتان را به صورت جملات مثبت تأكیدى درآورید و آنها را بر كارت هایى با ابعاد 7 در 12 سانتیمتر بنویسید . سپس این كارت ها را در قسمت هاى مختلفى كه در دیدرَس شما هستند (مانند : كنار آینه ، روى درِ یخچال ، و ...) نصب كنید ، تا همواره چشم شما به آنها بیفتد . بدین ترتیب ، اهدافتان را یادآورى مى كنید . شما حتى مى توانید جملات تأكیدى را بر نوار كاسِتى ضبط كنید و آن را پیش از خواب شبانه و یا در اوقات مناسب دیگرى براى خود پخش كنید .

هدف این نوع كارها آن است كه شما لحظه اى از هدف هاى خویش غافل نمانید . آن قدر آنها را براى خود تكرار كنید كه به طور ناخودآگاه ، به دنبال آنها حركت نمایید . پس از آن كه این جملات در بانك حافظه مغز شما ثبت شد ، رفتارتان نیز دگرگون خواهد شد . بخشى از مغز شما ، همچون رایانه عمل مى كند . هرچه به آن بدهید ، همان را باز پس مى فرستد . به تعبیر دیگر ، " برون داد" آن ، مناسب با "درون داد" یا داده هاى آن است . پس سعى كنید داده هاى مثبت و قاطع به مغز خود ارسال كنید ، تا نتایج قاطع و مثبت بگیرید.

5 . تصمیم گرفتن را تمرین كنید

روانشناسان ، نشان داده اند  كودكانى كه در سال هاى اولیه زندگى خود ، تشویق شده اند تا براى خود تصمیم بگیرند ، از دیگر كودكانى كه این موقعیت را نداشته اند ، در اعتماد به نفس، رتبه بالاترى كسب كرده اند. تمرین تصمیم گیرى ، به شما كمك مى كند تا نسبت به قدرت قضاوت خود ، اطمینان بیشترى به دست آورید و در نتیجه ، اعتماد به نفس كامل ترى كسب نمایید.

زندگى ، سراسر ، عرصه تصمیم گیرى است و ما لحظه اى را بى آن از سر نمى گذرانیم و از بامداد تا شامگاه و در همه جنبه هاى زندگى ، ناگزیر از تصمیم گیرى هستیم . اگر بیاموزیم كه به جاى دیگران براى خود تصمیم بگیریم (مهم نیست كه در چه زمینه اى تصمیم بگیریم) ، به تدریج ، داراى اعتماد به نفس كاملى خواهیم شد و تصویر بهترى از خویش ارائه خواهیم نمود.  مهم ، تمرین تصمیم گیرى است .

یادمان باشد كه قضاوت درست ، نتیجه تجربه است و تجربه ، خود ، نتیجه چندین قضاوت نادرست . بنابراین ، از هر فرصتى براى تصمیم گیرى استفاده كنید و این نیرو را در خویش پرورش دهید . تصمیم گرفتن ، مستلزم خطرپذیرى و احساس مسئولیت است . لذا اگر هم نتایج تصمیم خوشایندتان نبود ، مسئولیت آن را بپذیرید.

6 . در برخى زمینه ها متخصّص شوید

آگاهى عمومى ، لازمه زندگى فردى و اجتماعى است؛ اما كافى نیست . براى پیشرفت در زندگى فردى و حرفه اى ، شما باید در زمینه هایى متخصص و منحصر به فرد باشید . این زمینه ها ، هر چیزى مى تواند باشد . شما با توجه به علائق خود ، بهتر است در برخى رشته ها تا مرحله تخصص پیش بروید . همین نكته كه شما چیزى مى دانید كه دیگران نمى دانند و توانایى كارى دارید كه دیگران آن توانایى را ندارند ، به شما اعتماد به نفس فوق العاده اى مى بخشد . هر تخصصى و در هر زمینه اى ، سنگ بناى برآوردن اعتماد به نفس ارزنده شماست . شما مى توانید در عرصه زبان ، حرفه ، تجارت ، فرهنگ ملى ، ادیان و یا هر عرصه دیگرى ، متخصصى شوید كه دیگران به قضاوت شما در آن عرصه احترام بگذارند .

موقعیت سنى یا تحصیلى و یا شغلى هم در این مسئله هیچ نقشى ندارد و شما در هر شرایطى مى توانید به دنبال یك یا چند تخصص باشید . به تعبیر دیگر ، باید از گهواره تا گور، دانش جست . لازمه این كار ، داشتن آمادگى براى آموختن و صرف وقت و سرمایه گذارى براى پیشبرد تحصیلات و تخصص خویش است . باید "آموزش مداوم" را به عنوان یك اصل در زندگى خویش بپذیریم و آن را براى كسب موفّقیت در زندگى فردى و حرفه اى و اجتماعى خویش به كار گیریم و شعار "آموزش در همه مراحل زندگى" را دستورالعمل خود سازیم.

 

 

دنیای حرفه و فن www.herfe-rszy.blogfa.com

منبع: سایت تبیان

@ محسن سالاری جمعه 28 فروردین1388 |

Pichak go Up