گفتم، گفتا
با اجازه حافظ
گفتم که: روزگار شود کی به کام ما گفت: آرزوست که همه یاد آن کنند
گفتم: چه وقت قیمت اجناس کم شود؟ گفت: آن زمان که قیمت «آدم» گران کنند
گفتم: چه می کنند بزرگان به سال نو؟ گفت: آن چه کرده اند به ماضی، همان کنند
گفتم: نمی دهند به حرف من و تو گوش گفتا: صلاح هر چه باشد همان کنند
گفتم: حقوق من نبود نصف خرج من گفت: این حکایتی ست که هر جا بیان کنند
گفتم: گرسنه ام، چکنم با غم شکم؟ گفتا: خدا کند که تو را میهمان کنند
گفتم: دعا بکن که شود کار ما درست «گفت: این دعا ملائک هفت آسمان کنند»
گفتم: نه مرغ قسمت ما شد، نه تخم مرغ گفتا: به سال نو همه را رایگان کنند!
گفتم: کسی نخورد در این سال خربزه گفتا: به جای خربزه، گو فکر نان کنند
گفتم: کرایه خانه مرا کرده خم کمر گفتا که: موجران همه، قامت کمان کنند
گفتم: هوای شغل وزارت به سر مراست گفتا: مقرر است، تو را بایگان کنند!
گفتم: مستجاب شود کی دعای ما؟ گفتا: مگر به دوره ی آخر زمان کنند
گفتم: چه می شود بزنم حرف حق اگر؟ گفتا: مگو که مردم حق گو زیان کنند
گفتم: به شاعری کس نرسد به پای من گفتا: چه خوش بود همه را امتحان کنند
گفتم: شعار ماست که سازیم شعر شاد گفتا: خوشا آن کسان که دلی شادمان کنند.
منبع: هفته نامه گل آقا، گل مولا، 26 فروردین 1372

