بازتاب اندیشه ها
از بچه ها پرسيدم اگر دبير بوديد …… سفره دلشان را گشودند :
1- هرگز بچه ها را تنبيه نمي كردم و براي ساكت كردن آنها از خشونت بسيار استفاده نمي كردم .
2- دليل تكليف ننوشتن و درس نخواندن را از آنها مي پرسيدم و بعد تصميم مي گرفتم .
3- بچه ها را به گردش علمي و بازديد مي بردم و آنها را به خاطر درس و اخلاقشان تشويق مي كردم .
4- سعي مي كردم در حين درس دادن ضمن توجه به مشكلات جامعه از موضوع درس خارج نشوم .
5- با چهره اي شاد و به ياد ماندني وارد كلاس مي شدم .
6- « بسم الله » را فراموش نکرده و به بچه ها سلام مي كردم .
7- جريمه هاي سنگين براي بچه ها تعيين نمي كردم و براي بحث هاي جزئي به كسي گير نمي دادم .
8- با روشي مناسب با افراد خطا كار برخورد مي كردم و هيچ وقت به آنها توهين نمي كردم تا از من ناراحت شوند .
9- در زمان تدريس چند دقيقه به دانش آموزان وقت استراحت مي دادم .
10- تا حدي با بچه ها صميمي بودم و هميشه اخمو نبودم .
11- سعي مي كردم كه با روشي آسان و ساده به دانش آموزان درس بدهم .
12- براي خواندن كتاب درسي، اسم بچه ها را علامت مي زدم تا همه بتوانند روي درس را بخوانند .
13- بچه ها را در شروع كلاس به كارهاي نيك نصيحت مي كردم .
14- سعي مي كردم درس را با لهجه اي خوب بگويم تا بچه ها متوجه حرفهايم بشوند .
15- به بچه ها حرف هاي بد نمي زدم و درباره زندگي شخصي آنها چيزي نمي پرسيدم .
16- اگر مبصر کلاس اسم بچه هاي بد را به من مي داد ، بار اول به آنها تذكر مي دادم .
17- بي دليل به كسي منفي يا مثبت نمي دادم و سعي مي كردم كلاسم متنوع و شاد باشد .
18- بچه ها اگر همه چيز را مي دانستند به مدرسه نمي آمدند، پس تنبيه كردن معنايي ندارد .
19- بچه هاي كلاس را اصلاً تمسخر و تحقير نمي كردم ، زيرا معلم باید الگوي دانش آموزان باشد.
20- سوالاتي كه از من مي كردند به درستي و كامل جواب مي دادم و سريع از سوالاتشان رد نمي شدم .
21- بعضي مواقع حرف هاي خنده آور مي زدم تا كلاس شاد شود .
22- درس را براي بچه ها مانند داستان مي كردم تا دانش آموزان به درس علاقه مند شوند .
23- اگر دانش آموز دليل قانع كننده اي براي انجام ندادن تكليف داشت، او را اذيت نمي كردم .
24- اگر دبير بودم دانش آموزان را به يك اندازه دوست داشتم و عدالت را رعايت مي كردم .
25- روي بچه ها اسم نمي گذاشتم تا بچه هاي ديگر همان كلمه را تكرار كنند و باعث ناراحتي آن شخص شوند .
26- در كلاس حرف هايي كه اصلاً به درس ربط ندارد را نمي گويم .
27- در جواب سوال دانش آموزان به جاي اين كه مسئله را بپيچانم ، به آنها جواب درست سوال را مي دادم .
28- نمره هاي بيخودي به بعضي بچه ها نمي دادم تا باعث شود دانش آموزان ديگر ناراحت شوند .
29- فرصتي براي جبران اشتباهات خود به بچه ها مي دادم تا مشكلاتشان را حل كنند .
30- قبل از برگزاري امتحان ده دقيقه براي رفع اشكال وقت مي گذاشتم .
31- دانش آموزان درس خوان و با ادب را تشويق مي كردم ، زيرا تشويق در روحيه بچه ها اثر مثبت دارد.
32- در حين درس دادن از كلاس بيرون نمي رفتم و با بچه ها مهربان تر بودم .
33- هرگز دير به كلاس نمي آمدم و بچه ها را كه نمره آنها كم شده است را نمي زدم .
34- از دانش آموزان بيشتر پرسش مي كردم و به سوالات و فكر كنيدهاي كتاب ، جواب كامل مي دادم .
35- با بچه ها زياد خودماني نمي شدم و شوخي نمي كردم ، زيرا بچه ها از حد خود خارج مي شوند .
36- به اسم هايي كه مبصر مي نويسد توجه مي كردم ، ولي دليلش را هم مي پرسم .
دنیای حرفه و فن www.herfe-rszy.blogfa.com
تهیه و تنظیم: محسن سالاری - چاپ شده در روزنامه پیمان یزد
برچسبها: حرفه و فن, محسن سالاری, معلم, بازتاب اندیشه ها, دانش آموز

