تبليغاتX
به دنیای حرفه و فن خوش آمدید...........تحقیق، اقدام پژوهی، نمونه سوالات آموزش حرفه و فن اول، دوم و سوم راهنمایی، مقالات آموزشی و تربیتی، کاردستی، ضرب المثل، طرح مشبک و معرق، پاورپوینت حرفه و فن، خاطره، طرح درس حرفه و فن، شعر، آشنایی با مشاغل و رشته های تحصیلی، مدارهای الکتریکی و الکترونیکی، جدول، روش تدریس، داستان كوتاه، اطلاعات علمي، طنز و کاریکاتور، عکس، فوت و فن معلمی، مشاهیر ایران و جهان، دانستني های حرفه و فن، جمله های زیبا، یزدشناسی.... در بهترین و بزرگترین وب سایت حرفه و فن ایران
دنیای حرفه و فن - بازتاب اندیشه ها

بازتاب اندیشه ها

از بچه ها پرسيدم اگر دبير بوديد …… سفره دلشان را گشودند :

1- هرگز بچه ها را تنبيه نمي كردم و براي ساكت كردن آنها از خشونت بسيار استفاده نمي كردم .

2- دليل تكليف ننوشتن و درس نخواندن را از آنها مي پرسيدم و بعد تصميم مي گرفتم .

3- بچه ها را به گردش علمي و بازديد مي بردم و آنها را به خاطر درس و اخلاقشان تشويق مي كردم .

4- سعي مي كردم در حين درس دادن ضمن توجه به مشكلات جامعه از موضوع درس خارج نشوم .

5- با چهره اي شاد و به ياد ماندني وارد كلاس مي شدم .

6- «‌ بسم الله » را فراموش نکرده و به بچه ها سلام مي كردم .

7- جريمه هاي سنگين براي بچه ها تعيين نمي كردم و براي بحث هاي جزئي به كسي گير نمي دادم .

8- با روشي مناسب با افراد خطا كار برخورد مي كردم و هيچ وقت به آنها توهين نمي كردم تا از من ناراحت شوند .

9- در زمان تدريس چند دقيقه به دانش آموزان وقت استراحت مي دادم .

10- تا حدي با بچه ها صميمي بودم و هميشه اخمو نبودم .

11- سعي مي كردم كه با روشي آسان و ساده به دانش آموزان درس بدهم .

12- براي خواندن كتاب درسي، اسم بچه ها را علامت مي زدم تا همه بتوانند روي درس را بخوانند .

13- بچه ها را در شروع كلاس به كارهاي نيك نصيحت مي كردم .

14- سعي مي كردم درس را با لهجه اي خوب بگويم تا بچه ها متوجه حرفهايم بشوند .

15- به بچه ها حرف هاي بد نمي زدم و درباره زندگي شخصي آنها چيزي نمي پرسيدم .

16- اگر مبصر کلاس اسم بچه هاي بد را به من مي داد ، بار اول به آنها تذكر مي دادم .

17- بي دليل به كسي منفي يا مثبت نمي دادم و سعي مي كردم كلاسم متنوع و شاد باشد .

18- بچه ها اگر همه چيز را مي دانستند به مدرسه نمي آمدند، پس تنبيه كردن معنايي ندارد .

19- بچه هاي كلاس را اصلاً تمسخر و تحقير نمي كردم ، زيرا معلم باید الگوي دانش آموزان باشد. 

20- سوالاتي كه از من مي كردند به درستي و كامل جواب مي دادم و سريع از سوالاتشان رد نمي شدم .

21- بعضي مواقع حرف هاي خنده آور مي زدم تا كلاس شاد شود .

22- درس را براي بچه ها مانند داستان مي كردم تا دانش آموزان به درس علاقه مند شوند .

23- اگر دانش آموز دليل قانع كننده اي براي انجام ندادن تكليف داشت، او را اذيت نمي كردم .

24- اگر دبير بودم دانش آموزان را به يك اندازه دوست داشتم و عدالت را رعايت مي كردم .

25- روي بچه ها اسم نمي گذاشتم تا بچه هاي ديگر همان كلمه را تكرار كنند و باعث ناراحتي آن شخص شوند .

26- در كلاس حرف هايي كه اصلاً به درس ربط ندارد را نمي گويم .

27- در جواب سوال دانش آموزان به جاي اين كه مسئله را بپيچانم ، به آنها جواب درست سوال را مي دادم .

28- نمره هاي بيخودي به بعضي بچه ها نمي دادم تا باعث شود دانش آموزان ديگر ناراحت شوند .

29- فرصتي براي جبران اشتباهات خود به بچه ها مي دادم تا مشكلاتشان را حل كنند .

30- قبل از برگزاري امتحان ده دقيقه براي رفع اشكال وقت مي گذاشتم .

31- دانش آموزان درس خوان و با ادب را تشويق مي كردم ، زيرا تشويق در روحيه بچه ها اثر مثبت دارد. 

32- در حين درس دادن از كلاس بيرون نمي رفتم و  با بچه ها مهربان تر بودم .

33- هرگز دير به كلاس نمي آمدم و بچه ها را كه نمره آنها كم شده است را نمي زدم .

34- از دانش آموزان بيشتر پرسش مي كردم و به سوالات و فكر كنيدهاي كتاب ، جواب كامل مي دادم .

35- با بچه ها زياد خودماني نمي شدم و شوخي نمي كردم ، زيرا بچه ها  از حد خود خارج مي شوند .

36- به اسم هايي كه مبصر مي نويسد توجه مي كردم ، ولي دليلش را هم مي پرسم .

 

 

دنیای حرفه و فن www.herfe-rszy.blogfa.com

تهیه و تنظیم: محسن سالاری - چاپ شده در روزنامه پیمان یزد


برچسب‌ها: حرفه و فن, محسن سالاری, معلم, بازتاب اندیشه ها, دانش آموز
@ محسن سالاری سه شنبه 1 بهمن1387 |

Pichak go Up