مقدمه: زمان؛ ارزشمند ترین سرمایهي موجود هر فــرد ، گروه و سازمان است که با دیگر سرمایه ها به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست به همين جهت به نظر مــی رسد تنها سرمایهي در اختیا رانسان زمان است و بس؛ و تنها سرمایهي غیر قابل خریداری و غیر قابل تولید، زمان است . همه می دانیم که زمان گذرا است و دراختیار ما نیست پس مدیریـت این سرمایه چه مفهومی می تواند داشته باشد؟ به نظر می رسد که استفاده از واژهي مدیریت زمان صحیح نمی باشد و استفاده از برنامه ریزی زمان مطلوبتر می باشد؛ در واقع اکثر صاحبنظران علم مدیریت معتقدند که زمان؛ اساساً اداره شدنی نیست و از مدیریت زمان تعبیر به مدیریت خویشتن می کنند؛ تنها به ارائهي برنامه و طرح هایی جهت جلو گیری از اتلاف وقت اکتفا میکنند؛ زمان اساساً اداره شدنـی نیست و خواه ناخواه زمان می گذ رد و این ما هستیم که با یستی از آن به خوبـی استفاده کنیم . به تعبيري دیگر، مدیریت زمان در واقع مدیریت بر خویشتن است؛ شناخت صحیح و به موقع عواملی که وقت ما را هدر می دهند خیلی مهم است ، زیرا بدین ترتیب راه درمان بیماری اتلاف وقت را کوتاه خواهیم کرد، همه ی اندیشمندان در کتاب ها و مقالات خود یک الگوی خاص قالبی را جهت جلو گیری از هدر رفتن وقت ارائه می کنند و در اصطلاح به آن مدیریت زمان می گویند که شامل سه اصل کلی است : 1 ــ هدف گذاری 2 ــ تعیین اولویت ها 3 ــ رعایت اولویتها، آنچه این بزرگواران بیان می کنند تنها استفاده ی صحیح از وقت است، نه مدیریت زمان. کنترل بر عوامل دخیل از شاخص های مدیریت است، نقطهای که تصور آن در مورد زمان امری محال و غیر ممکن می نماید . "الک مکنزی" در کتاب مدیریت کنترل بهره وری اززمان کنترل را چنین تعریف میکند: "کنترل زمان بدین معناست که این ما هستیم که مشکل داریم نه شخص دیگری ،این به معنای آن است که باید با همه ی توان بکوشید تا عادات جاافتاده ای را ترک کنید؛ این به معنای آن است که باید بر کششهای منفی طبیعت انسانی چیره شوید............
ادامه مطلب



حتما تا به حال نام استفان ويليام هاوكينگ را شنيدهايد. او از بزرگترين فيزيكدانان نظري معاصر است كه در 8 ژانويه سال 1942 در آكسفورد انگلستان متولد شد. در ژانويه سال 1963 استفان به دليل احساس ناراحتي در عضلات دست و پا به بيمارستان مراجعه كرد. پس از انجام آزمايشهاي متعددي كه روي او انجام شد، پزشكان متوجه شدند او به بيماري بسيار نادر و درمانناپذيري مبتلا شده است. اين بيماري كه به نام ALS شناخته شده است، بخشي از مغز، نخاع و سيستم عصبي فرد را مورد حمله قرار داده و بتدريج اعصاب حركتي بدن را از بين ميبرد و با تضعيف ماهيچهها بتدريج فرد به فلج عمومي مبتلا ميشود. به طوري كه توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب خواهد شد. معمولا مبتلايان به اين بيماري مدت زمان زيادي زنده نميمانند. اگر چه اين مدت براي استفان هاوكينگ بين 2 تا 3 سال پيشبيني شده بود، اما او عليرغم همه مشكلات و ناراحتيها همچنان به زندگي خود ادامه ميدهد و براي فرا رسيدن مرگ لحظهشماري نميكند. بيماري ALS يا آميوترونيك لاترال اسكروز نوعي بيماري سيستم عصبي است كه سبب مرگ عصبهاي حركتي و در نتيجه از دست رفتن تدريجي عملكرد عضلات ميشود. بيماران مبتلا به اين بيماري معمولا دچار ناتوانيهاي حركتي شده و 3 تا 5 سال پس از ابتلا به اين بيماري جان خود را از دست ميدهند. اگر چه 20 درصد اين بيماران تا 5 سال و 10 درصد آنها تا 10 سال زنده خواهند ماند. در اين بيماري دستگاه عصبي مركزي و عضلات بويژه عضلات دست، پا، ساعد، سر و گردن به شدت صدمه ميبينند. پرش و ضعف عضلات از شايعترين علائم ابتلا به اين بيماري است كه معمولا از دستها شروع شده و به بازوها و پاها گسترش مييابند. پس از گسترش بيماري در بخشهاي مختلف بدن عضلاتي كه در تنفس و بلع نقش دارند نيز صدمه ديده و دچار ضعف ميشوند. همچنين كاهش ناگهاني وزن بدن، عدم توانايي در صحبت كردن و حملات ناگهاني خنده و گريه نيز از ديگر عوارض و نشانههاي اين بيماري هستند.........
الكساندر گراهام بل مخترع تلفن به سال 1847 در شهر «ادينبورو» اسكاتلند متولد شد. وي گرچه چند سالي بيش به مدارس رسمي نرفت ولي با همت خودش و تلاش خانوادهاش از تحصيلات ممتازي برخوردار گرديد. از آنجا كه پدر گراهام متخصص فيزيولوژي صدا، اصلاح گفتار و آموزش به ناشنوايان بود علاقه و توجه او به مبحث بازيافت اصوات و صداها كاملاً طبيعي به نظر ميرسيد. گراهامبل در سال 1871 به شهر بوستون در ايالت ماساچوست آمريكا نقل مكان كرد. در آنجا در سال 1875 به برخي كشفيات مختلف دست يافت كه سرانجام به اختراع تلفن منتهي گرديد. بل اظهار نامه مربوط به درخواست ثبت حق انحصاري اختراع خود را در فوريه سال 1876 تسليم كرد و امتياز مربوط به آن چند هفته بعد به وي داده شد. (جالب اينكه شخص ديگري به نام اليشاگري در همان روز و تنها يكي دو ساعت ديرتر اظهارنامه ثبت اختراع وسيله كاملاً مشابهي را تسليم مقامات مربوطه نمود.) كمي پس از دريافت امتياز مزبور گراهام بل دستگاه تلفن اختراعي خود را در سالن نمايشگاه سنتنيال فيلادلفيا به معرض نمايش گذاشت. اختراع بل با استقبال گرمي مواجه شد و جايزهاي نيز به او اعطا گرديد. حق بهرهبرداري انحصاري از اين اختراع در قبال مبلغ يكصدهزار دلار به كپاني «وسترن يونيون تلگراف» پيشنهاد شد ولي كمپاني مزبور از خريد آن امتناع كرد. بنابراين بل و دستيارانش در ژوئيه 1877 خود به تأسيس شركتي همت گماشتند كه آن شركت در حقيقت سلف همين كمپاني «آمريكن تلفن و تلگراف» امروزين بود. تلفن از همان آغاز توفيق تجاري بسيار بزرگي روبهرو گرديد. اكنون نيز «آمريكن ت. ت.» بزرگترين تشكيلات بازرگاني خصوصي جهان است. ظاهراً بل و همسرش كه در مارس 1879 حدود پانزده درصد سهام شركت تلفن را داشتند تصور نميكردند كه كمپاني آنها به زودي تبديل به شركتي با سوددهي افسانهاي خواهد شد. آنها طي چند ماه اكثر سهام خود را با بهاي متوسط هر سهم 250 دلار فروختند.............
در پايه سوم دبستان كوچك زاده يزد معلم چاقي به نام آقاي شادمان معلم ما بود. من هميشه از هيكل او حساب مي بردم! يك روز قرار شد كه درس دهقان فداكار را چهار بار به عنوان تكليف داخل خانه بنويسيم. من به خيال اين كه آقاي شادمان تقلبم را متوجه نمي شود چهار، پنج خط از درس را ننوشتم و صبح با خيال راحت به مدرسه رفتم. آخر دانش آموزان كلاس ما زياد بودند و احتمال فهميدن آقا كم بود. بالاخره نوبت من شد. دفتر را آهسته جلويش گذاشتم. درهمان نگاه اول به قضيه پي برد و آن چنان كشيده اي با دستان گوشت آلودش به صورتم زد كه برق از كله ام پريد! آن سيلي باعث شد ديگر تا پايان تحصيلات هيچ گاه مطلبي را براي فريب استاد حذف نكنم! چه كسي مي گويد تنبيه كار بدي است؟!! ** اما مورد خنده دار مجددا در كلاس ايشان به وجود آمد. قرار بود آن روز آقاي شادمان املا بگويد. همه براي نوشتن آماده مي شدند. اما من هر چه دنبال قلمم گشتم آن را پيدا نكردم. از ترس كتك خوردن گيج شده بودم. ناگهان آقاي شادمان رو به بچه ها كرد و گفت: چه كسي مي خواهد امروز املا بگويد؟ همه دانش آموزان دست ها را بالا بردند ولي مثل اين كه من از همه بيشتر بالا و پايين پريده بودم كه آقا مرا انتخاب كرد! آن روز از روي درس سپاهي دانش براي بچه ها املا گفتم. يادش به خير، چند روزي به خاطر همين قضيه جلو شاگرد اول كلاس و بقيه بچه ها بد جوري باد در سبيل مي انداختيم!! و باقي ماجرا. ** داستان اما به همين جا ختم نمي شود. آن سال اولين سالي بود كه طرح تغذيه رايگان در مدارس به اجراء گذاشته مي شد. آقا ماشاءالله مثل هميشه نان و پنير را ميان ما تقسيم كرد. يك ربع به زنگ آقاي شادمان اجازه داد كه بچه ها خوردن صبحانه را آغاز كنند. در عالم بچگي با نفر بغل دستي شرط بستيم كه هر كسي لقمه بزرگتري بخورد يك بار مشق طرف مقابل را بنويسد! نوبت من شد. لقمه اي به اندازه يك كله گربه گرفتم و در دهان گذاشتم! در يك لحظه لقمه بزرگ راه گلويم را گرفت و نفس كشيدن را فراموش كردم. هيچ چاره اي نبود. بايد بيرون مي رفتم. لقمه گير كرده بود و اصلا نمي توانستم حرف بزنم. سريع جلو ميز دويدم. دستم را به علامت اجازه بالا بردم و قبل از اين كه منتظر جواب آقا بمانم با عجله از كلاس بيرون دويدم و با خوردن آب از شر اين لقمه گلو گير راحت شدم. در آن روز همه و از جمله آقاي شادمان از اين كار بسيار تعجب كرده بودند... نوشته: محسن سالاری
نمايشگرهاي LCD چگونه كار ميكنند؟ نمايشگرهاي LCD بسرعت جاي خود را در ميان مردم سراسر جهان و زندگي روزمره آنها باز كردهاند. اين فناوري نوين تنها بهLCD هاي تلويزيوني محدود نميشود و از صفحه نمايشگر ساعت مچي گرفته تا ماشينهاي حساب و مانيتور رايانهاي را هم دربرميگيرد. فناوري LCD راهي موثرتر براي نماش اطلاعات ارائه كرده است. داخل يك LCD دو صفحه نازك از جنس شيشه قرار دارد كه به آنها شيشه پولارويد گفته ميشود. بين آنها محلول ويژه كريستالي ريخته شده است كه اين محلول نقش واسطهاي براي خلق تصاوير به عهده دارد و دربرگيرنده شمار قابل توجهي از كريستالهاي باريك و كشيدهاي است كه از نظر شكل ظاهري بيشتر شبيه مخازن كريستالي هستند. اين كريستالها به شكل حلزونهاي كوچكي در امتداد هم قرار دارند كه با برقرار شدن ميدان الكتريكي، وضعيت سكون آنها بر هم ميخورد. اما تنها اين كريستالها نيستند كه تصاوير شفاف را بر صفحه نمايشگر خلق ميكنند. هر يك از دو صفحه شيشهايLCD ها از يك سو داراي سيستم رسانايي شفافي هستند كه خود جزئي از فرآيند نمايش تصاوير شفاف در LCD ها را تشكيل ميدهند و از سوي ديگر صفحات نازك مواد قطبي شدهاي نيز دارند كه به دو سطح هر شيشه چسبيدهاند. اين صفحات به عنوان صفحات قطبشگر شناخته شدهاند. در يك LCD اين دو شيشه با اختلاف 90 درجهاي نسبت به هم قرار دارند. هنگامي كه محلول كريستالي به جريان برق متصل نباشد، نور از قطبشگر نخست ميگذرد و راهي محلول كريستالي ميشود. در اين حال است كه جهت حركت نور 90 درجه تغيير پيدا ميكند و از اين رو براحتي از قطبشگر دوم نيز عبور ميكند. در نتيجه شخص ميتواند تصوير را رويت كند. شايد دانستن اين نكته جالب باشد كه مبناي ساخت نمايشگرهاي LCD استفاده از موادي است كه در حالت مايع، خصوصيات نسبي مايع جامد دارند و نسبت به تغيير دماي محيط بسيار حساس هستند. از اين رو نميتوان از صفحات نمايشگر LCD در محيطهاي بسيار گرم يا سرد استفاده كرد؛ چون در اين دماها دچار تغييرات پيچيدهاي ميشوند...............
فردی در مورد یك تمرین ورزشى براى شما سخن مى گوید و شما آن را براى چند تن از دوستانتان شرح مى دهید. روز بعد در یك سالن ورزشى در مورد همان تمرین دوباره چیزهایى مى شنوید و تصور مى كنید كه این تمرین واقعا كارساز خواهد بود اما كارشناسان معتقدند كه پیشنهادات نادرست یا ناقص در دنیاى بدنسازى و كاهش وزن بسیار زیادند به طورى كه مى توانند مانع رسیدن شما به هدفتان شوند. فراموش نکنید که برخى از این راه حلهاى غلط بى ضررند اما بسیارى از آنها مى توانند دردسرساز باشند. آنها باعث بروز ناامیدى در فرد مى شوند و حتى بعضى سبب مصدومیتهاى متعددى مى شوند. یكى از دلایلى كه باعث رواج این تمرینهاى نادرست مى شود، این است كه افراد به طور متفاوتى به تمرینهاى مختلف واكنش نشان مى دهند. مواردى كه براى یك نفر مؤثرند ممكن است براى فرد دیگرى نباشند، در این مواقع شما باید ورزش و تمرینى كه براى شما مفید است و مشكل تان را حل مى كند را بیابید. علاوه بر این مطلب، كارشناسان معتقدند كه باید جلوى برخى از این تمرینها را گرفت و هرچه زودتر این كار انجام شود، بهتر است. براى اینكه بتوانید راه حل سالم تر، مطمئن تر و لذت بخش ترى را بیابید، نكات درست و نادرست در مورد ورزش كردن را برایتان شرح مى دهیم. * تصور غلط شماره یك: دویدن به روى دستگاه دوی ثابت (تردمیل) در مقایسه با دویدن به روى آسفالت یا در سالن ورزشی فشار كمترى را بر زانوان شما وارد مى كند. در این خصوص "تد شلیفن" مربى ورزشى در یك كلینیك، در مركز درمانى دانشگاه نیویورك گفت: دویدن ورزشى عالى است اما روى زانوها اثر مى گذارد. چون فشار ناشى از وزن بدن بر مفصلها وارد مى شود، فرقی نمى كند كه به روى آسفالت بدوید یا به روى دستگاه دوی ثابت (تردمیل). وی در ادامه افزود: بهترین راه براى كاستن فشار وارده بر زانوها، تنوع بخشیدن به ورزش است. اگر دویدن را با سایر فعالیتهاى ورزشى كه باعث سلامت قلب مى شوند(مثل استفاده از دوچرخه ثابت) بیامیزید..............
از مدیر موفقی پرسیدند: "راز موفقیت شما چه بود؟" گفت: «دو کلمه» است. - آن چیست؟ - « تصمیمهای درست » - و شما چگونه تصمیم های درست گرفتید؟ - پاسخ «یک کلمه» است - آن چیست؟ - « تجربه » - و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟ - پاسخ « دو کلمه » است!- آن چیست؟ - « تصمیم های اشتباه! »*** در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست. چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و نو مغرور بود که وظیفه ای را که به خاطر انجام آن خلق شده به طورکامل انجام می دهد. اما کوزه کهنه و ترک خورده شرمنده بود که فقط می تواند نصف وظیفه اش را انجام دهد. هر چند می دانست آن ترک ها حاصل سال ها کار است. کوزه پیر آنقدر شرمنده بود که یک روز وقتی مرد آماده می شد تا از چاه آب بکشد تصمیم گرفت با او حرف بزند : " از تو معذرت می خواهم. تمام مدتی که از من استفاده کرده ای فقط از نصف حجم من سود برده ای و فقط نصف تشنگی کسانی را که در خانه ات منتظرند فرو نشانده ای. " مرد خندید و گفت: " وقتی برمی گردیم با دقت به مسیر نگاه کن. " موقع برگشت کوزه متوجه شد که در یک سمت جاده، سمت خودش، گل ها و گیاهان زیبایی روییده اند. مرد گفت: " می بینی که طبیعت در سمت تو چقدر زیباتر است؟ من همیشه می دانستم که تو ترک داری و تصمیم گرفتم از این موضوع استفاده کنم. این طرف جاده بذر سبزیجات و گل پخش کردم و تو هر روز به آنها آب می دادی. به خانه ام گل برده ام و به بچه هایم کلم و کاهو داده ام. اگر تو ترک نداشتی چطور می توانستی این کار را بکنی؟! " منبع: سايت عصر ايران
دیباچه: شاید بشر اولین بار با کشف قانون حرکت، قانونی که حیات و هستی وابسته به آن است، با علم فیزیک آشنا شد. علمی که به یاری آن چرخ ها را ساخت، شکار کرد و شکارش را حمل نمود و سپس به مرور با کشف قوانین بیشتری از علم فیزیک توانست بنیاد مسائل و قوانین طبیعت را درک و با به خدمت در آوردن و استفاده از این قوانین به تمدن قرن بیستم دست پیدا کند. به زبان دیگر فیزیک علم زندگی است و می توان گفت که جهان در بزرگترین مقیاس تا ریزترین مقیاس در ارتباط با علم فیزیک می باشد اما آنچه در رشته فیزیک در حد لیسانس آموزش داده می شود عبارت است از فیزیک دبیرستانی به اضافه فیزیک قرن بیستم . از سوی دیگر می توان گفت که فیزیک در حد لیسانس مفاهیم فیزیک دبیرستانی را عمیق تر کرده و طرز برخورد با مسائل فیزیکی را آموزش می دهد. این رشته در دوره کارشناسی دارای 5 گرایش اتمی ـ مولکولی، هستهای، حالت جامد، هواشناسی و اختر فیزیک است که تعداد واحدهای تخصصی هریک از این گرایش ها در دوره کارشناسی بسیار محدود است و به همین دلیل گرایش های فوق در این دوره تفاوت محسوسی با یکدیگر ندارند.(این رشته در دو مقطع دکترای پیوسته و کارشناسی در آزمون سراسری دانشجو می پذیرد.) گرایش اتمی ـ مولکولی: فیزیک اتمی به بررسی نقل و انتقال الکترون های اطراف هسته می پردازد و خواص آنها را مورد بررسی قرار می دهد؛ یعنی ما در فیزیک اتمی کاری به این نداریم که هسته از چه تشکیل شده است بلکه هسته برای ما مرکزی با بار مثبت است و بیشتر توجه ما جلب الکترون های اطراف هسته می شود. درس های این رشته در طول تحصیل : دروس مشترک بین گرایش های مختلف فیزیک: ریاضی عمومی ، معادلات دیفرانسیل، فیزیک پایه ، شیمی عمومی، مبانی کامپیوتر و برنامه سازی ، فیزیک جدید ، مکانیک تحلیلی ، ترمودینامیک و مکانیک آماری، ریاضی فیزیک ، الکترومغناطیس ، مکانیک کوانتومی ، اپتیک..............
نقره: معمولا در سنگ هاي معدني يافت مي شود كه اكثرا با گوگرد همراه است كه تشكيل سولفور نقره را مي دهد. گاهي هم با سولفور فلزات ديگر همراه است كه عمده آن مس، سرب و آرسنيك مي باشد. امروزه محصول سالانه نقره در جهان به حدود 5/85 تن نقره خالص مي رسد. مكزيك، كانادا و آمريكا مراكز اصلي توليد نقره به شمار مي روند. نقره به قدري نرم است كه به صورت خالص به كار نمي رود. از اين رو با ساير فلزات آلياژ مي شود. براي مثال سكه هاي نقره اي داراي 90 درصد نقره و 10 درصد مس مي باشد. نقره اي كه از آن جواهر و ظروف نقره اي مي سازند داراي 5/92 درصد نقره و 5/7 درصد مس مي باشد. نقره در هواي تميز تيره نمي شود. پس وقتي تيره مي شود كه در هوا مقداري گوگرد( سولفور) وجود دارد. از 28 گرم نقره مي توان سيمي درست كرد كه بيش از 20 كيلو متر درازا دارد و بهترين فلز براي هدايت الكتريسيته و گرما است. نقطه ذوب نقره 950 درجه سانتيگراد مي باشد. جيوه: نام ديگر آن سيماب است. عنصري فلزي است به رنگ نقره اي براق و تنها فلزي است كه در حرارت معمولي به صورت مايع وجود دارد. جيوه در 3/3 درجه سانتيگراد يخ مي زند و در 357 درجه به جوش مي آيد و بخار آن فوق العاده سمي است. جيوه از آب 6/13 بار سنگين تر است. معمولا جيوه در طبيعت همراه با ماده اي معدني و قرمز رنگ به نام شنگرف يافت مي شود. شنگرف همان كاني عمده جيوه است كه در ميان سنگ ها يافت مي شود. ولي مي توان گفت كه اين كاني تقريبا هميشه بر اثر عمليات آتشفشاني پديد مي آيد. جيوه به آساني بخار مي شود و براي به دست آوردن جيوه خالص تنها كافي است حرارتي در حدود 538 درجه به سنگ معدن آن بدهيم. در اين صورت از آن بخاري به دست مي آيد كه با تغليظ آن جيوه در اختيار قرار مي گيرد. در روزگاران قديم از شنگرف در توليد مواد رنگي قرمز استفاده مي شد. در عصر ما مهم ترين مصرف جيوه در پزشكي است. اگرچه جيوه و تركيبات آن سمي هستند ولي در تهيه داروها و مواد ضد عفوني كننده نيز به كار مي رود. دما سنج را نيز با جيوه مي سازند، زيرا آن بسيار سريع واكنش نشان داده و در برابر حرارت به نرمي تغيير وضعيت مي دهد و انبساط حرارتي زيادي دارد. امروزه جيوه در مواد رنگي، تركيبات دندان سازي، سود سوز آور و... مورد استفاده قرار مي گيرد و چون داراي خصوصيات فلزي است در دندان سازي جهت تهيه آمالگام مورد استفاده دارد. آمالگام در درجه حرارت محيط خميري بوده اما با گذشت زمان سخت مي شود و از آن در پر كردن دندان استفاده مي نمايند. در صنايع الكتريكي از جيوه براي ساختن كليدهاي جيوه اي و از بخار آن در لامپ هاي مهتابي استفاده مي گردد. نقطه ذوب آن 39 درجه سانتيگراد است. منبع: به من بگو چرا، آركدي لئوكوم - درس فني اول هنرستان
ضرورت و اهميت برنامه معلم پژوهنده در تحول آموزش و پرورش: پژوهش سبب رشد علمي و فرهنگي ميشود و انسان را از جهل و ناآگاهي به علم ميرساند و حقايق و واقعيتها را آشكار ميكند و راه را براي حل مسائل و مشكلات پيچيده هموار ميكند. در باره اهميت و ضرورت پژوهش در عمل در آموزش و پرورش ميتوان به موارد زير اشاره كرد: 1 - مناسبترين راه براي حل مسأله است. بسياري از دست اندركاران از جمله معلمان و ديگر كاركنان آموزشي ميتوانند از اين راه بسياري از مسائل مربوط به كلاس و مدرسه را كاهش يا حل كنند. 2 - نوعي آموزش ضمن خدمت است. افراد درگير در پژوهش، مثل معلمان و مديران در حين پژوهش به مهارتها و دانشهايي دست مييابند كه قبلاً با آن آشنا نبودند. 3 - پاسخ گويي علمي: چون گستره وسيعي از افراد درگير پژوهش ميشوند، پاسخ گويي به مسائل موجود صورت علمي پيدا ميكند، عوام زدگي و راه حلهاي غير منطقي جاي خود را به راه حلهاي علمي و منطقي ميدهد. همگان تلاش ميكنند تا براي پاسخ گويي به مسائل راه علمي و منطقي پيش گيرند. 4 - دوري از نخبه گرايي: در اين روش همه دست اندركاران وارد عرصه پژوهش ميشوند و پژوهش از انحصار افراد كارشناس و نخبه بيرون ميآيد و عمومي ميشود. 5 - امروزه، توجه به امر پژوهش جهت ارتقاي سطح علمي معلمان و دانشآموزان امري بسيار لازم و ضروري است. ضرورتي كه موجب تغيير نظام آموزشي از كتاب محوري به پژوهش محوري و همچنين باعث ايجاد روشهاي علمي در فرآيند ياد دهي – يادگيري ميشود كه در نهايت به تحول در آموزش و پرورش ميانجامد. طرح معلم پژوهنده اين تحول را تسريع ميكند. 6 - اصلاح وضع نامطلوب: هدف اساسي در اين روش اصلاح وضع نامطلوب و كاهش مسائل است. 7 - نزديكي نظر و عمل: چون در اين روش هدف نهايي بهبود و اصلاح عمل است، و هر عملي نيز بر بنياد نظري انجام ميگيرد، در اين رويكرد بيش از ديگر روشها فاصله نظر و عمل كم ميشود..............
گوگليلمو ماركوني مخترع راديو در سال 1874 در شهر بولوني ايتاليا به دنيا آمد. او از خانوادهاي مرفه بود و معلمان و مربيان خصوصي تعليم و تربيت او را به عهده داشتند. ماركوني در سال 1894 و به سن بيست سالگي مطالبي درباره آزمايشهاي انجام شده توسط هنريش هرتز خواند. آن آزمايشات به وضوح وجود امواج نامرئي الكترومغناطيسي را كه با سرعتي معادل سرعت نور در فضا حركت ميكردند، نشان داده بود. بلافاصله اين فكر براي ماركوني پديد آمد كه ميتوان بدون استفاده از سيم از اين امواج براي فرستادن علائمي به فواصل دوردست بهره گرفت. اين امر امكاناتي را براي ارتباطات فراهم ميكرد كه در استفاده از تلگراف با سيم ميسر نبود. از جمله اينكه با اين روش ارسال پيامها براي كشتيهاي در حال حركت در درياها ممكن ميشد. تا سال 1895 تنها با يك سال تلاش ماركوني موفق شد وسيله لازم براي اين كار را بسازد. در سال 1896 ماركوني وسيله مزبور را در انگلستان به نمايش گذاشت و توانست اولين امتياز انحصاري اختراع خود را دريافت نمايد. ماركوني سريعاً يك شركت تأسيس كرد و در سال 1898 اولين راديوگرام (ماركوني گرام) ارسال شد. سال بعد او توانست پيامهاي بيسيم را به آن سوي كانال مانش بفرستد. با اينكه در سال 1900 مهمترين امتياز خود را دريافت نمود ولي همچنان به كار خود ادامه داد و براي بهبود و تكميل اختراع خود تلاش كرد. در 1901 او موفق شد يك پيام راديو به آن سوي اقيانوس اطلس، از انگلستان به نيوفونلند، بفرستد. اهميت اين اختراع جديد در يك حادثه غمانگيز به خوبي آشكار گرديد. در سال 1909 كشتي «اس.اس.ريپوبليك» در تصادفي صدمه ديد و غرق شد. از طريق پيامهاي راديويي كمك خواسته شد و تمام سرنشينان كشتي بجز 6 نفر نجات يافتند. در همين سال ماركوني به خاطر اختراعش برنده جايزه نوبل شد. در سال بعد ماركوني موفق شد پيامهاي راديويي را از ايرلبند به آرژانتين، يعني مسافتي بالغ بر شش هزار مايل بفرستد................

خازن المان الکتریکی است که میتواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار الکتریکی) در خود ذخیره کند خازنها در مدارهای الکتریکی بکار میروند. خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش میدهند
هر سال، صدها اختراع و فناوری جدید درست میشود و به بازار میآید. برخی از این اختراع های جدید را با هم مرور میكنیم: 
کلاغي روی یك درخت نشسته بود و تمام روز بیکار بود و هیچ کاری نمی کرد. خرگوشي ازکلاغ پرسید: منم می تونم مثل تو تمام روز را بیکار بنشینم و هیچ کاری نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که می تونی! خرگوش روی زمین کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد. ناگهان روباهی پرید و خرگوش را گرفت و خورد!!... نتیجه اخلاقی: برای اینکه بیکار بنشینی و هیچ کاری نکنی ، باید آن بالا بالاها نشسته باشی!...*** پنج آدمخوار به عنوان برنامه نویس در یك شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند. هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت: شما همه جزء تیم ما هستید. خوشبختانه اینجا حقوق خوبی می گیرید و می توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابراین فكر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید!! آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند. چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر زد و گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یكی از نظافت چي های ما ناپدید شده است. کسی از شما می داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی اطلاعی کردند. بعد از اینكه رئیس شرکت رفت ، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یك از شما نادونا اون نظافت چی رو خورده است؟ یكی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد. رهبر آدمخوارها گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو اون آقا را خوردی و رئیس متوجه شد! از این به بعد لطفاً افرادی را که کار می کنند نخورید!!...***
اغلب افراد معمولا خوندماغ را جدي نميگيرند و مثل يك مشكل ساده از كنارش ميگذرند، اما موضوع جديتر از اين حرفهاست. چرا كه طبق آمار، بعد از خونريزيهاي قاعدگي خونريزي بيني شايعترين خونريزي خود به خودي در انسان است و به طور تقريبي از هر10 نفر يك نفر حداقل يكبار سابقه خونريزي شديد از بيني را تجربه كرده است. اهميت خون دماغ به عوامل زمينهساز آن مربوط ميشود و به بيان ديگر، خوندماغ تنها يك علامت است از وقايعي كه در داخل بدن اتفاق افتاده و سلامت فرد را تهديد ميكند. خشكي مخاط بيني: يكي از شايعترين علل خون دماغهاي مكرر، خشكي مخاط بيني است كه اين روزها تشديد ميشود. اين موضوع در كودكان زياد اتفاق ميافتاد و در كنار دستكاريهاي بيني اين مورد نيز در اطفال ميتواند سبب خونريزيهاي مكرر از بيني شود. ناهنجاريهايي ساختماني: پوليپها و ساير اختلالات ديوارههاي داخلي بيني از علل ديگر خونريزيهاي بيني محسوب ميشوند. در اين موارد، فرد علاوه بر خونريزي از بيني از مشكلات ديگري همچون گرفتگي بيني، تكلم تو دماغي و تنفس مشكل هنگام خواب شكايت دارد. آسيبهاي خارجي: شايعترين علت خونريزي بيني، آسيب به بيني است. در ضربههاي شديد، امكان دارد شكستگي غضروف يا حتي شكستگي سپتوم بيني رخ دهد و در ضربههاي خفيف همچون دستكاريهاي ساده بيني نيز با آسيبي كه به مخاط بيني وارد ميشود، خونريزي رخ ميدهد. نكته مهم اينجاست كه معمولا خونريزيهاي ناشي از آسيب به بيني دير بند ميآيند و فرد را بسيار آزار ميدهند. فشار خون بالا: دردسرسازترين خونريزيهاي بيني، مواردي است كه به دنبال بالا رفتن ناگهاني فشار خون در افراد مستعد رخ ميدهد. اين نوع خونريزيهاي كه معمولا در نواحي عقب بيني ايجاد ميشود، به اين صورت است كه علاوه بر مقداري خون كه از بيني خارج ميشود فرد احساس ميكند حجم عظيمي از خون مدام وارد حلقش ميشود و احساس بسيار ناخوشايندي به وي دست ميدهد..............
بهداشت حرفه ای عبارتست از علم و فن پيشگيری از بيماری های ناشی از کار و ارتقای سطح سلامتی افراد شاغل از طريق کنترل عوامل زيان آور محيط کار. اين رشته در طول دو دهه گذشته اسامی متعددی را از قبيل حفاظت و بهداشت کار، حفاظت فنی و بهداشت صنعتی دارا بوده، ليکن در سال های اخير به جهت گستردگی حوزه فعاليت های آن، همه مشاغل را اعم از توليدی يا غير توليدی، صنعتی يا غير صنعتی، تحت پوشش قرار داده و با نام بهداشت حرفه ای در چهار بخش کشاورزی، معدن، خدمات و صنعت فعاليت می نمايد. اهداف کلی بهداشت حرفه ای: تأمين، حفظ و ارتقای وضعيت جسمی، روحی و روانی فردی و اجتماعی کارکنان همه مشاغل، پيشگيری از بروز بيماری ها و حوادث ناشی از کار و انتخاب کارگر متناسب با شغلی که قابليت انجام آن را دارد، از جمله اهداف بهداشت حرفه ای به شمار می روند. اشاره می گردد که منظور از بيماری ها و حوادث شغلی آنهايي هستند که در حين انجام کار و بواسطه آن رخ می دهند. از جمله آنها می توان به کری های حرفه ای ناشی از صدای غير مجاز، بيماری های پوستی و ريوی، سرطان های شغلی و ساير بيماری های ناشی از عوامل زيان آور فيزيکی، شيميايي و غيره اشاره نمود. تخصص های فنی و مهندسی بهداشت حرفه ای: در بيشتر صنايع کشور به ويژه بخش های خصوصی و کوچک به دليل محدوديت جذب نيروی انسانی از رشته های مختلف بهداشت، قسمتی از فعاليت های اصلی اين رشته از طريق بهداشت حرفه ای يا واحد ايمنی و بهداشت صنعتی صورت می گيرد که از جمله اين امور می توان به اجرای برنامه های واکسيناسيون، آموزش بهداشت فردی و عمومی، بهسازی محيط کار از نظر چگونگی تأمين آب آشاميدنی سالم، مديريت جمع آوری و دفع بهداشتی زباله های صنعتی، طرح جمع آوری و تصفيه بهداشتی فاضلاب های صنعتی، نحوه کنترل حشرات و جوندگان موذی و ناقل بيماری، ايجاد تسهيلات رفاهی و بهداشتی و کنترل تغذيه کارگران اشاره نمود................
وقتي صحبت از افت تحصيلي ميشود، منظور تكرار پايه تحصيلي در يك دوره و ترك تحصيل پيش از پايان دوره است. به عبارت ديگر افت تحصيلي شامل جنبههاي مختلف شكست تحصيلي، چون غيبت مطلق از مدرسه، ترك تحصيل قبل از موعد مقرر، تكرار پايه تحصيلي، نسبت ميان سنوات تحصيلي دانشآموز و سالهاي مقرر آموزش و كاهش كيفيت تحصيلات ميشود. منظور از افت تحصيلي كاهش عملكرد تحصيلي و درسي دانشآموز از سطح رضايتبخش به سطح نامطلوب است. افت تحصيلي يعني اينكه دانشآموز در هنگام تحصيل بعد از يك دوره موفقيت تحصيلي يا متوسط، بهتدريج ظرفيت يادگيري او كاهش يافته و يا تكرار پايه تحصيلي داشته باشد. بهطوركلي نمرات او نسبت به ماه قبل يا سالهاي قبل سير نزولي محسوس از خود نشان ميدهد. افت تحصيلي بهعنوان شاخص اتلاف آموزشي، از نظر مفهوم عام به هرگونه ضعف در سوادآموزي و يا وجود بيسوادي گفته ميشود. اما از نظر مفهوم خاص عبارت از محقق نشدن انتظارات آموزشي و شكست در اهداف آموزشي است و نا بساماني در فرآيند ياددهي - يادگيري را در برميگيرد. ناكاميهاي تحصيلي به شكل گريز از مدرسه، تجديدي، مردودي و ترك تحصيلي به منصه ظهور ميرسد. عمدهترين دلايل افت تحصيلي 1 - عوامل فردي: شامل هوش، توجه و دقت، انگيزه، هيجانات و آشفتگيهاي عاطفي و نارسائيهاي جسمي. 2 - عوامل خانوادگي: شامل روابط خانوادگي، فقر مالي و اقتصادي، فقر فرهنگي والدين، فقدان والدين يا والد. 3 - علل آموزشي مدرسه: شامل شيوه تدريس معلم، برنامه درسي مدرسه، پيشداوري معلم، شرايط فيزيكي كلاس، ارزيابيهاي نادرست معلمان از عملكرد دانشآموزان، پايين بودن نسبت معلم به دانشآموزان، كمبود معلم مجرب، آموزشديده و علاقهمند به تدريس و تحت پوشش قرار نگرفتن دانشآموزان واجبالتعليم. راههاي كاهش افت تحصيلي: افت تحصيلي موضوعي غير قابل حل نيست، اما حل آن هم يك باره و ناگهاني و با شيوههاي آني ميسر نيست.............
فاطمه قانع دانش آموز سال سوم دبيرستان دخترانه فرزانگان يزد در پايان مرحله نهايي المپياد ادبي كشور كه در 8 مرداد ماه 88 در تهران برگزار شد، موفق به كسب مدال طلاي اين دوره از مسابقات شد. وبلاگ دنياي حرفه و فن كسب اين مدال پر ارزش را به ايشان و خانواده محترمشان تبريك مي گويد و توفيق هر چه بيشترشان را آرزومند است.
ارويل رايت و ويلبر رايت از آنجا كه موفقيتهاي اين دو برادر كاملاً با يكديگر ممزوج و درهم پيچيده شده است بنابراين آنها را به هم ملحق كرده و سرگذشت آنان تحت يك عنوان واحد بيان خواهد شد. ويلبر رايت در سال 1876 در «ميل ويل» اينديانا به دنيا آمد و ارويل رايت به سال 1871 در «ديتون» اوهايو زاده شد. هر دو برادر تحصيلات دبيرستاني داشتند ولي هيچكدام موفق به دريافت ديپلم نشدند. اين دو جوان در زمينه مكانيك نابغه بودند و به موضوع پرواز انسان علاقه زيادي داشتند. در سال 1892 مغازهاي را دائر كردند كه در آن به فروش، تعمير و ساخت دوچرخه مشغول شدند. اين كار پول مورد نياز را براي كار مورد علاقه آنان، تحقيقات هوانوردي، تأمين ميكرد. آنان با ولع تمام، نوشتههاي كساني مثل اوتوليتلينتهال، اوكتاو چانوت و ساموئل لانگلي را كه در زمينه هوانوردي كار كرده بودند، مطالعه كردند و در سال 1899 كار خود را آغاز نمودند. با بيش از چهار سال كار در دسامبر 1903 تلاشهاي آنان با موفقيت به نتيجه رسيد. براي برخي ممكن است موفقيت برادران رايت تعجبانگيز باشد مخصوصاً هنگامي كه دريابند افراد فراواني كه در اين راه تلاش كردند با شكست مواجه شده بودند. براي موفقيت آنان چند دليل ميتوان ارائه داد. اولاً دو فكر و دو انديشه بهتر از انديشه واحد كارايي دارد. برادران رايت هميشه با يكديگر كار ميكردند و همكاري و همگامي كاملي با هم داشتند. ثانياً آنها عاقلانه بر آن شدند كه قبل از اينكه براي ساخت هواپيماي موتوردار تلاش كنند به يادگيري چگونگي پرواز بپردازند. اين نكته در ظاهر بيمعني به نظر ميرسد: چگونه ميتوان بدون داشتن هواپيما پرواز كردن را ياد گرفت؟ در پاسخ بايد گفت كه برادران رايت با استفاده از گلايدر چگونگي پرواز را فراگرفتند. آنها كار با بادبادكها و گلايدرها را در سال 1899 آغاز كردند. سال بعد اولين گلايدر كامل خود را كه ميتوانست يك نفر را حمل كند، براي آزمايش به كيتي هاوك در كاروليناي شمالي آورندو نتيجه آزمايش آن چنان رضايتبخش نبود.............
اين مقاله از تحقيق دانش آموزان گرامي محمد معيري و عرفان اخلاص دانش آموزان كلاس اول مدرسه راهنمايي شهيد صدوقي يزد انتخاب شده است... چرا به الكترونيك نياز داريم ؟ عصري را كه در آن زندگي مي كنيم ، اغلب " عصراتم " مي نامند . شايد اين نام ، نام مناسبي براي عصر ما باشد . ولي پژوهش درباره ي نيروي اتمي و كاربرد آن ، بدون علم الكترونيك قابل تصور نيست . اغلب نوآوريهاي فني اين قرن ، متكي به ابداعات و اختراعات الكترونيكي است . به اين جهت ، بسيار درست تر است كه عصر حاضر را " عصر الكترونيك " بناميم ، زيرا الكترونيك با تمام تاثيرات و پيامدهاي خود ، نقش بسيار تعيين كننده اي در جهان دارد . يك هواپيماي جت مسافربري با بيش از 300 مسافر در حال فرود آمدن است . مه بسيار غليظي فرودگاه را فرا گرفته است . خلباني كه هواپيماي بسيار بزرگ را روي باند فرودگاه مي نشاند ، فقط مي تواند چند متر جلوتر از خود را ببيند . با اين حال ، نيروهايي نامرئي به هواپيماي بزرگ كمك مي كنند تا با ايمني و اطمينان كامل روي باند فرود آيد . زيرا در برج كنترل فرودگاه ، چشماني مراقب و هوشيار ، هواپيما را روي صفحه ي رادار ، تعقيب مي كنند . از آنجا به كمك ارتباطات راديويي ، خلبان را دقيقا براي فرود هواپيما هدايت مي كنند . خلبان نيز نگاهش را بر صفحه ي رادار مي دوزد. باند فرودگاه روي اين صفحه به صورت دو رديف نقطه ي روشن ديده مي شود . رادار ، دستگاه مكالمه ي راديويي و سيستمهاي كنترل فرود ، از جمله اختراعات الكترونيكي مهم و با ارزش اند . به هنگام پخش مسابقه ي فوتبال ، دوربين تلويزيون ، توپ فوتبال را كه در جهات مختلف ميدان پرتاب مي شود ، تعقيب مي كند . در تصاوير نزديك و بزرگ ، بازيگري را مي بينيم كه در همان لحظه حمله ي خطرناكي را به سوي دروازه ي حريف آغاز مي كند . صداي برخورد پاي او به توپ و صداي فريادهاي هيجان انگيز تماشاچياني كه او را تشويق مي كنند ، مي شنويم . درحالي كه ئر خانه و جلو صفحه ي تلويزيون خود نشسته ايم و تصوير و صداي مسابقه ي فوتبال به طور الكترونيكي به منزلمان منتقل مي شود . بي شك ، اختراع راديو و تلويزيون بدون علم الكترونيك امكان پذير نبود ..............


روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد. در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم! در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است. او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند. پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد. کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد. همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت و سنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است...*** یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند... یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند... يادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد... یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد... يادم باشد.
در خبرها ميشنويم كه از اسفنج در تهيه دارويي براي درمان تومورهاي گواتر استفاده شده با عروس دريايي مادهاي براي بياثركردن سم بوتوليسم موجود در كنسروها دارد. اين شگفتيها را محققان از اعماق دريا شكار ميكنند. هرچند اغلب ما موجودات دريايي را در حد همين ماهيهاي رنگارنگ اقيانوسي ميدانيم يا تصور ميكنيم كه بيشترين خدمتي كه اين موجودات به بشر ميكنند استفاده از آنها در رژيم تغذيهاي انسان و مواد غذايي است. اما با اين وجود، اين موجودات بسيار عجيب با تواناييهاي خارقالعادهاي كه دارند، از قرنها پيش در جايجاي زندگي ما نقشهاي ويژهاي بازي كردهاند؛ تا حدي كه ميتوان گفت استفاده از آنها در صنايع دارويي با توجه به امتيازات خاص آنها در طيف گستردهاي در حال گسترش است و با پيشرفت علم و رسيدن به فناوريهاي جديد نانو و بيوفناوري، دانشمندان راههاي جديدي را براي پيدا كردن خواص جديد و ويژه آنها پيدا كردهاند. سالها و سالها از اجزاي موجودات زنده دريايي در چين، هندوستان، خاور نزديك و اروپا براي مقاصد پزشكي استفاده ميشده است. براي مثال برخي جلبكهاي دريايي براي معالجه ورم، مشكلات قاعدگي، ناراحتيهاي معدي و رودهاي، دمل و سرطان كاربرد داشته است. طرفداران بقراط گزارش كردهاند كه از عصاره بدن نرم تنان گوناگون معمولا به عنوان ملين استفاده ميشود. از اجزاي به دست آمده از خرگوش دريايي (اپليژيا) به عنوان داروي بر طرف كننده مو و از عصاره به دست آمده از غشاي پوششي شكم پايان در عطرها و بخورها استفاده ميشده است. از آن زمان دانشمندان پيبردهاند كه بسياري از اين موارد درمان كننده، تركيبات موثري دارند. تلاشهاي فراواني هم براي بررسي عوامل فعال آنها صورت گرفته است. به اين ترتيب از مدتها پيش، موجودات دريايي به عنوان موجوداتي مطرح بودند كه حاوي داروهاي ناشناخته و جديدي بوده و اغلب به دليل شرايط محيطي، مختص همان مناطق بودند. سازگاري ويژه با شرايط خاص اسيديته، نور كم، دماي پايين و فشار، سبب شده تا............
آقای عباس فرات پیش کسوت شعرای مجله توفیق بود. در سال ۱۲۶۹ در یزد به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در موطنش به پایان رسانید و براى فراگرفتن فقه و اصول به اصفهان و خراسان و بعد به تهران آمد و دوره دبیرستان را در دارالفنون به پایان رسانید. وى در 1298 ش كه انجمن ادبى ایران تأسیس شد سمت منشى انجمن داشت. سپس در انجمن ادبى حكیم نظامى و انجمن ادبى فرهنگستان عضو گردید. چندى نیز به تدریس مشغول و نظامت مدارس را عهدهدار بود. در 1305 ش به استخدام اداره كل ژاندارمرى درآمد. فرات از 1325 ش به نشر قسمتهایى از اشعار خود همت گماست. وى در تهران درگذشت. فرات در غزلسرایى ماهر بود و قسمتى از اشعار فكاهى او نیز با نام مستعار «ابنجنى» در روزنامهها منتشر شده است. از آثارش: «ثمرات»؛ «رشحات»؛ «نغمات»؛ «قطرات»؛ «لمعات»؛ «نفحات»؛ «دیوان» شعر مى باشد. وی به سال ۱۳۴۷ در تهران وفات یافت. فرات فوق العاده شوخ طبع و لطیفه ها و حاضر جوابی هایش در انجمن های ادبی تهران معروف بود. توفیق در سال ۱۳۳۷ طی ده شماره پی در پی از فرات تجلیل کرد و او را از نظر حاضر جوابی"برنارد شاو ایران" نامید...از لطیفه های فرات * شاعری از قم آمده بود. یاران گفتندش: از سوهان قم چه ارمغان آورده ای؟ شاعر به جای پاسخ، طومار شعر مزخرفی در آورده و به خواندن پرداخت. ظریفی از آن میان گفت: سوهان قم خواستیم، نه سوهان روح! * یک روز در حضور صمصام المتکلمین تعریف و تمجید زیادی از منبر صمصام شد. صاحبخانه گفت: لازم است مجلسی ترتیب دهیم و از بیانات ایشان استفاده کنیم. فرات که خیلی سربه سر صمصام می گذاشت، گفت: شرط فراهم ساختن این مجلس آن است که در موقع وعظ آقا، در خانه را محکم ببندید. صمصام عصبانی شده و گفت: خیر، باید در باز باشد که باز هم مردم بیایند. فرات گفت: نخیر آقا، باید در را محکم بست تا این ها که هستند فرار نکنند!! * کدخدای دهی در مجلسی عطسه کرد. یکی گفت: عافیت باشد. کدخدا چون این اصطلاح را نمی دانست، پس از نیم ساعت فکر گفت:... باشد، مانعی ندارد!!..............
بيشک شما از معلماني نيستيد که تنها آموزش دروس به شاگردان خود را كافي ميدانند، بلکه از معلمان کاردان و ماهري هستيد که سعي ميکنند به دانشآموزان کمک کنند تا آنچه ميآموزند عميق و پايدار باشد که پيامد آن يادگرفتن بسياري چيزهاي ديگر خواهد بود. همان يادگرفتن خلاق، با ميل و رغبت، يادگيري که حافظه شاگردانتان را خسته نميکند و صرفا آنها را براي امتحان دادن آماده نميسازد، بلكه علاوه بر آن، تفکرشان را پرورش ميدهد و مهارتهاي آنان را نيز پيريزي و بارور ميسازد. قدرت تشخيص خلاقيت يکي از تواناييهاي معلم ماهر تلقي ميشود. در اين مقاله پس ازا شاره مختصري به خلاقيت و اهميت وجود تفكر خلاق در محيطهاي آموزشي، به بررسي نقش شوخي و شوخ طبعي در بروز خلاقيت پرداخته ميشود. اهميت پرورش شوخ طبعي و تفكر خلاق : خلاقيت و نوآوري، فلسفهي اصلي تعليم و تربيت است. ديويد فونتانا در كتاب يادگيري و شناخت، درباره خلاقيت مينويسد: «خلاقيت عبارت است از توانايي خلق شيوههاي سيال و بديع در حل مسائل و سازماندهي اطلاعات». آنچه كه درفرايندتعليم وتربيت بايد بيشترمورد توجه قرارگيرد، تفكرخلاق است. تفكر خلاق به آن نوع فعاليت فكري گفته ميشود كه به حل مشكلا ت و مسايل سخت و حلنشدني ميپردازد، يا براي مسايل حلنشده گذشته راهحلهاي جديد كشف ميكند، اينگونه تفكر، معمولابه ابداع و اختراع منجر ميشود. تفكروانديشه احتياج به شرايط دارد، تنها با گفتن «فكر كنيد»، تفكر حاصل نخواهد شد. معلم بايد عشق به انديشيدن و شيوه انديشيدن را در شاگردان تقويت كند معلم بايد از هر شيوهاي براي تشويق شاگردان به علم و دانش مدد بگيرد. ترديدي نيست براي پرورش خلاقيت دانشآموزان، معلم به چيزي فراتر از استفادهي گاه و بيگاه از شيوههاي خاص براي اين منظور نياز دارد. در تعليم و تربيت واقعي در هر دوره تحصيل و در هر مرحله از رشد، معلم يا مربي به فرد کمک ميکند تا آنچه را که ميخواهد يا ميشنود مورد تحليل قرار دهد.............
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه افتاد. او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد. او روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذارند، اما کسی نمی آمد. سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای بسازد تا خود را محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد. اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود، به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد. فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟ صبح روز بعد با صدای بوق یک کشتی که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید که من اینجا هستم؟ آنها جواب دادند: ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم. وقتی که اوضاع خراب می شود، ناامید شدن آسان است. ولی ما نباید دلمان را ببازیم . چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگی مان است. پس به یاد داشته باش، در زندگی اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خداوند را به کمک می خواند.*** ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد . پشت خط مادرش بود . پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي! فقط خواستم بگويم تولدت مبارك . پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد، مادرش را پشت ميز تلفن يافت. ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .*** كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی توی یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد. برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و زیاد زجر نكشد. مردم با سطل روی سر الاغ خاك میریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش رو میتكاند و زیر پایش میریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا میآمد سعی میكرد روی خاك ها بایستد. روستاییها این کار را ادامه دادند و الاغ هم به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.
تقریباً همه ی افراد ، كم و بیش در نقاطی از كمر خود احساس درد دارند. اغلب ما هنگام انجام فعالیت هایی نظیر نصب دستگاه تهویه، جابجا كردن جعبه های بزرگ و بلند كردن كودكان، كمردرد خود را جدی نمی گیریم. ما به این مسئله توجه نداریم كه كمردردها در نتیجه صدماتی است كه با رفتارهای روزانه ما تشدید می شود. اكثر ما هنگام ایستادن، نشستن و خم شدن ، وضعیت های نامناسبی در بدن خود ایجاد می كنیم. ما هنگام بلند كردن اشیاء به جای خم كردن زانو، كمر خود را خم می كنیم. انجام كارهایی كه برای سلامتی ما مضر است و پدر و مادر ما را از آن منع می كردند، بعد از سالها موجب می شود كمردرد ما شروع شود. وارد آمدن فشار زیاد به عضلات كمر و به اصطلاح رگ به رگ شدن رباط های كمری كه نگه دارنده مهره ها هستند باعث كمردرد می شود. عضلات كمر برای مقابله با این فشار دچار گرفتگی و انقباض می شوند تا بتوانند كمر را از صدمه بیشتر محافظت كنند و این حالت ، خود باعث تشدید درد كمر است. در واقع این سیكل درد، سفتی و انقباض عضلانی درمان نمی شود مگر این كه شما فعالیت خود را كم كنید ، به كمر خود استراحت دهید و به تدریج ازعضلات خود استفاده نمایید. در گذشته ، پزشكان استراحت طولانی مدت در بستر را توصیه می كردند اما اكنون به این نتیجه رسیده اند كه استراحت بیش از حد باعث طولانی شدن درمان كمردرد است. این مسئله در مورد رگ به رگ شدن عضلات هم صدق می كند. به همین دلیل امروزه شما كمتر مشاهده می كنید كه از گردن بندهای مخصوص درد گردن استفاده شود. در حال حاضر كمردردهای شدید، حداكثر با چند روز استراحت و پس از آن با شروع فعالیت های سبك و كشش آرام عضلات درمان می شوند، این طریقه درمان باعث افزایش قدرت خم شدن بدن و توان حركت خواهد شد. سایر علل كمردرد در بروز آرتروز و فتق دیسك كمر (غضروف بین مهره ها) مشاهده می شود. فتق دیسك در بین عوامل كمردرد شیوع كمتری دارد ولی بهتر شناخته شده است..............
آمريكا تنها كشوري درجهان است كه بالغ بر 4 ميليون مايل درحدود 6 ميليون كيلومترمربع جاده در گوشه و كنار آن كشيده شده است. از اينرو طراحي و ساخت نسل جديدي از آسفالتها كه به آن «آسفالت سبز» گفته ميشود يكي از مهمترين آرزوهاي مهندسان اين كشور در دو دهه اخير بوده است. محققان آمريكايي در سالهاي اخير به دنبال ارائه تركيب و فرمولاسيون جديدي از آسفالتها بودهاند كه داراي مشخصات خاصي همچون طول عمر بيشتر و در عين حال توليد ارزان قيمتتر و از همه مهمتر نزديكي بيشتر با استانداردهاي زيستمحيطي باشد. اهميت اين موضوع تا به آنجا بوده است كه كنسرسيومي موسوم به كنسرسيوم تحقيقات آسفالت در قالب برنامه تحقيقاتي ملي در آمريكا تشكيل شده است. دكتر «حسين باهيا» استاد و محقق علوم مواد از دانشگاه ويسكونسين مديسون اين كشور اخيرا ماموريت يافته است تا با انجام تحقيقات گسترده، بهترين تركيب و فرمولاسيون ممكن براي توليد چنين آسفالتي را ارائه كند. وي در گفتگو با سيب (ضمیمه روزنامه جام جم) به تشريح جزييات بيشتري از اين پروژه و اهميت استفاده از اين چنين آسفالتي براي توسعه اقتصاد و ارتقاي وضعيت محيط زيست پرداخته است... آيا مفهوم «آسفالت سبز» ايده و فناوري جديدي است؟ به نظر ميرسد اينگونه نباشد؟ تقريبا با نظر شما موافقم. بيش از 10 سال است كه در مناطقي از جهان همچون برخي كشورهاي آفريقايي و همچنين هند، آسفالتهايي با تركيبات نوين توليد ميشود كه ميتوان آن را پس از چند سال مورد استفاده مجدد قرار داد. در آمريكا نيز چند سالي است به اين فكر افتادهايم تا ادامهدهنده اين راه بوده و در عين حال انواع تكنيكي و مدرنتر آسفالتهاي سبز را توليد كنيم تا از دوام و پايداري بالاتري در برابر تغييرات محيطي برخوردار باشند. آسفالت سبزي كه در اين پروژه مورد بررسي قرار داده و توليد ميكنيد از چه ويژگيهاي خاصي برخوردار است؟ هماكنون آسفالتهايي در آمريكا مورد استفاده قرار ميگيرند كه.............
اگر به مطب متخصصان پوست سري زده باشيد، لابد ديدهايد که خيلي از مراجعهکنندگان براي لايهبرداري از پوستشان در اتاق انتظار نشستهاند. ميگويند لايهبرداري از پوست، به شما کمک ميکند تا پوستي سالمتر و شفافتر داشته باشيد. با دکتر مريم يوسفي، متخصص پوست و مو و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي در همين خصوص به گفتگو نشستهايم. خانم دکتر! چرا پيلينگ يا همان لايهبرداري پوست، طرفدار دارد؟ به هر حال، يکي از روشهايي که متخصصان پوست و مو از آن براي درمان مشکلات زيبايي پوست بيماران شامل جاي جوشها، لکها و همچنين جوانسازي پوست و بهبود چين و چروک هاي سطحي استفاده ميکنند، لايهبرداري يا پيلينگ است. چند نوع لايهبرداري داريم؟ به طور خلاصه لايهبرداري پوست را به سه گروه مختلف تقسيم مينمايم: 1) لايهبرداري شيميايي، 2) لايهبرداري مکانيکي 3) لايهبرداري با ليزر. چه فرقي با هم دارند؟ در لايهبرداري شيميايي يا پيلينگ شيميايي، پزشک متخصص بسته به تشخيص خود و بر اساس مشکل پوستي بيمار از اسيدهاي خاصي شامل اسيدهاي ميوه (آلفاهيدروکسي اسيدها) يا تريکلرواستيک اسيد براي لايهبرداري پوست استفاده ميکند. اين لايهبرداري بر اساس نوع ماده به کار رفته، غلظت آن و مدت زماني که مواد فوق روي پوست باقي ميمانند، ميتواند عمق سطحي، متوسط و عميق داشته باشد که هر کدام ويژگيها و مراقبتهاي خاص خود را دارد. مثلا چه مراقبتهايي؟ مثلا در پيلينگ پوست با گليکوليک اسيد 5 درصد، فرد ميتواند از فرداي انجام درمان با مراقبت از نور آفتاب به سر کار برگردد و به فعاليت روزمره خود ادامه دهد، اما در پيلينگ پوست با تريکلرواستيک اسيد 33 تا 50 درصد، بيمار بايد تا زمان افتادن پوستهها، در منزل و دور از نور خورشيد بماند و مراقبت کامل از پوست خود به عمل آورد. ليزر بهتر است يا پيلينگ؟ متاسفانه پيلينگ شيميايي امروزه با وجود ليزرهاي مختلف، کمي مورد بيمهري قرار گرفته است، در صورتي که اگر اين روش توسط متخصص پوست و مو و در بيمار مناسب انجام شود، ميتواند نتايج بسيار خوبي را به همراه داشته باشد.................